تبلیغات
بگید بباره باروون - مطالب شعر
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

کاش میدانستی...

نوشته شده توسط :خودم
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390-11:22 ب.ظ

کاش میدانستم،به چه میاندیشی

کاش میدانستی،به چه می اندیشم

کاش از پشت نگاه سردم،گرمی حادثه را میخواندی

کاش از پشت نگاه گرمت،سردی خاطره کم سو میشد

وه،چه اسان تو ز یادم بردی

آه ای دل،تو برای چه کسی میمردی

کاش میدانستی،سر تحویل و نماز هر شب،تک و تنها به تو می اندیشم

تک و تنها به قنوتم تو قدم میذاری

کاش میدانستی که دلم اشوب است

کاش میدانستی،فکر هر روز و شبم محو تو است

کاش میدانستی،خواب شب های مرا یاد تو پر میکرده

کاش میدانستی،شعرهایم،قلمم بوی تو را میدهد،اما...

کاش میدانستی...






نظرات() 

چرا خیال تو هر دم کنار ذهن من است؟

نوشته شده توسط :خودم
یکشنبه 21 فروردین 1390-07:56 ب.ظ

میان بهت سکوت و ابهت شب تار

چرا خیال تو هر دم کنار ذهن من است؟

چرا نمیروی ای دوست،بس نبود این ره؟

چرا نمیروی که تنم خسته از غبار ره است

هه!مرا ببین برای که مینویسم باز!!!!

برای هم او که ز دردم ،سخت بی خبر است

برای همان که نگاهش ته دلم لرزاند

برای همان که سلامش ،ارزوی من است

برای همان که نفهمید عاشقش هستم

برای همان که نفهمید دلم، پر زغم است

برای همان که،...خسته ام از وصف

چرا خیال تو هر دم کنار ذهن من است؟

 





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox