تبلیغات
بگید بباره باروون - مباحثه 3
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

مباحثه 3

نوشته شده توسط :خودم
جمعه 13 اسفند 1389-08:06 ب.ظ

احساس میکنم وبم بد شده!!!!
هدفم از زدن وبم اینه که هم به درد بقیه بخوره هم به درد خودم!!!
الان فقط برای خودم مفیده حس میکنم!
فکر کنم اگه مباحثه ای باشه بهتره
بچه ها نظرات هم دیگه را هم بخونید تا بحث باشه!نه صرفا یه نظر!البته اگه دوست دارین
سوال:عشق چیست؟
با مستعار نظر بذارید ولی بذارید!
حال و حوصله چرت و پرت نوشتن ندارم و الانم بچه دبیرستانی نیستم که تعریفم از عشق دوتا چشم سیاه داری دو تا زلف رها داری و اینا باشه!مفهوم عشق را خواستین بگین
مبحث را دوست ندارین اینا بگید
خوشبختی در چیست؟

توی وبلاگ دکتر 88 یه جایی بحث در مورد عشق شده بود و من نظراتم را نوشته بودم!البته تا یه حدی!اینجا کپیش کردم که مشخص باشه نظرم

عشق خیلی قشنگه
خیلی بزرگه
ولی اگه عشق باشه
اونی که جز پشیمونی و حسرت نداره هوس هست نه عشق
مشکل از عشق نیست مشکل از شما بوده احتمالا
من که جز خوبی از عشق چیزی ندیدم
بد هم میاد اسم ننویسم ولی چون از جنبه بچه ها خبر دارم اسمم را ننوشتم
من اکیدا مدافع عشقم و ادعا میکنم بدون عشق زندگی معنی نداره

هر انکه در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
یه ذره نگاه کنید ببیندی اونی که اسمش را گذاشتید معشوق لیاقت عشق را داره یا نه و احساسی که اسمش را گذاشتید عشق واقعا عشق هست یا نه

 

بذار برات یه بیت بنویسم تا معنی عشقی که من چشیدم را بفهمی:


عذاب با تو سر کردن برای من یه تسکینه
تو چی میفهمی از من که،عذابم با تو شیرینه


اهنگ تبعیدی از سعید شهروز

اگه یه روزی ادم این مدلی یکی را بخواد به نظرم عاشقه!
تو اگه طرف را برا خودت بخوای عشق نیست،خودخواهیه
تو اونا باید برا خودش بخوای
برای ورود به جاده ی عشق ،اولین قدم پا گذاشتن روی خود و خودخواهیه!
این یعنی عشق
این همون عشقیه که خدا میگه اگه کسی عاشق شه و جون بده مثل شهیده
کاری به عشق زمینی و اسمونی ندارم
عشق اسمونی که حرفش جداست ولی عشق زمینی هم خیلی خوبه ولی اگه به این نتیجه رسیده باشی که عشق در اختیار داشتن معشوقت نیست!
عشق یه سوز و گداز درونیه!معشوق جرقه این شعله را میزنه و باعث شعله ور موندنش میشه وگرنه عشق فقط با تو کار داره

 

من به شخصه دوست ندارم به اتیش کسی بسوزم که خودخواه و متکبره و به خاطر این میگم همچین معشوقی لیاقت عشق را نداره

 

چه وقتهایی که بد میشی،چه وقت هایی که اشوبی
تمام درد من اینجاست،تو هر کاری کنی خوبی


من از تو از خودم از ما از این احساس ترسیدم
تو باید جای من باشی ببینی در تو چه دیدم


اینم خصوصیت معشوق با لیاقته در نظرم
اهنگ تو باید جای من باشی از سعید شهروز!!!






نظرات() 


How does Achilles tendonitis occur?
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:03 ق.ظ
I do believe all of the ideas you have introduced to your post.
They're very convincing and will definitely work. Still, the posts are too quick for beginners.
May just you please lengthen them a little from next time?

Thank you for the post.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 03:31 ب.ظ
I was suggested this blog by my cousin. I'm not sure whether
this post is written by him as nobody else know such detailed about my problem.
You're amazing! Thanks!
Foot Complaints
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:55 ب.ظ
This post will assist the internet visitors for building up new website or
even a blog from start to end.
avisoora
جمعه 5 فروردین 1390 10:43 ب.ظ
عشق یعنی اینكه بعد از چندین سال كه همه چیز رو فراموش كردی و ادعا میكنی عشق بی معنیه و فكر میكنی قلبت خیلی سنگ شده یكدفعه توی شلوغی بازار تپش قلبت زیاد میشه،هر چی فكر میكنی دلیلشو نمی فهمی یك دفعه می بینی یه نفر یه تی شرت شبیه تی شرت عشق فراموش شدت پوشیده همین.
پاسخ خودم : آخ
زدی تو خال
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:24 ق.ظ
وای نظرتو ندیدم
یعنی دیدم ولی اینطوری نبود کوتاه بود شروع کردم جواب دادم بعد دیدم بلند شده!
شب بخیر
پاسخ خودم : اره،بعدش اضافه کردم
شما که اسم مستعار نذاشتی!!!
لطفا یه اسم بذار
شب بخیر و ممنون
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:22 ق.ظ
اهاااااااااااااان
اینجاست که عرض کردم خدا بیشتر کلیکش روی عاشقه
و تو بدون داشتن اون ادامه میدی.
البته تو میگی اگر عاشق کسی بشی نمیگی بهش ولی من باور نمکیم بتونی پاش وایسی!
گمان نمیکنم. یعنی عشق هر چی از عاشق بخواد همونه( نه همه چیزا! به شرطها و شروطها)
وادارت میکنه.ولی خب در نظر گرفتم که معشوق نفهمه و عاشق تنها باشه و جوابت رو اونطور دادم.
البته میگن اقایون صبرشون خیلی بیشتر از خانم هاست
اقا یه ماه دووم بیاره برا خانم به یک هفته نمیکشه.
تعصب رو بزار کنار
پاسخ خودم : من نمیگم
مگر اینکه چشم هام لوم بدن
بستگی به غروری داره که دختره داره
من کم دختری را نمیشناسم که کسی را دوست داره و مبارزه میکنه
یکیشون گذاشت طرف بفهمه بعد پشیمون شد،یکیشونم میخواست به طرف بگه که کلی باهاش بحث کردم نگه و منصرف شد
خودمم اعتقاد دارم عشقم مال خودمه،بین من،خدا و دلم!ربطی به معشوق نداره
اگه 1%احتمال بدم غرورم را خرد کنه حاضر نیستم بگم و این احتمال را نسبت به همه میدم
البته اگه یه روزی کسی را دیدم که به معنای واقعی لایق بود،کسی که لیاقت اینا داشت که پام را رو غرورم بذارم به خاطرش، بهش میگم،و همچین فردی 100%کسی نمیتونه باشه که غرور و شخصیتم را له کنه
تا وقتی معشوق دوره برا ادم یه بته،بتی که به پاش میسوزی و میسازی و لذت میبری ولی وقتی نزدیکش شی و بیشتر بشناسیش،میفهمی بت نیست،خیلی چیزهایی را میبینی که فکرشم نمیکردی(عموما اینه چون ادمها هم خصوصیات خوب دارن هم بد)
اون موقع عشقت خراب میشه
من ترجیح میدم اگه قدرت تحمل دوریش را دارم،بسوزم و لذت ببرم تا عشقم رو سرم خراب شه،از اینکه بفهمه طرف لایق عشق پاکم نبوده خیلی میترسم
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:11 ق.ظ
داشتم فکر میکردم که چطور بنویسم تا منظورم برسه
پاسخ خودم : مرسی
ولی یه سوال
تصور کن من عاشقم
عشقم را هم خودم انتخاب نکردم
خدا خودش گذاشت تو دامنم
اگه به من بود انتخابش نمیکردم ولی شرایطی پیش اومد که دوستش داشته باشم
و هیچ وقت نذاشتم اون بفهمه دوستش دارم
حالا من تکامل پیدا میکنم ولی اون چه مدلی تکامل پیدا میکنه؟
خدا در نظر من خیلی بهش ارزش داد ولی ایا واقعا اونم رشد یافت؟؟؟؟این بزرگ شدن در نظر عاشق با بزرگ شدن در واقعیت مطابقه؟
من فکر نمیکنم؟
من احساس میکنم بسته به نوع عشق که یه طرفه باشه،دو طرفه باشه،مطرح شه یا نشه و... شرایط فرق داره
میتونه فقط باعث رشد عاشق بشه یا هر دو
یا گاهی عشقی بیاد و عاشق رشد نکنه ولی معشوق رشد کنه
بستگی داره به نظرم
من برم دیگه
امشب بذارید فردا اول صبح جواب میدم ولی دیگه باید برم،مسئول اموزشمون گفته باید فردا قبل 8 یونی باشم
شرمنده
شبت اسمونی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:08 ق.ظ
خدارو شکر که فهمیدی
یه رفع ابهام: درسته خدا روی عاشق کلیک کرده ولی تکامل معشوق هم با عاشق همراهه
یعنی اینکه عاشق در هر صورت سیر میکنه به سمت تکامل چون به قول خودت چه با معشوق چه بی معشوق همچنان عاشقه و در حال سوختن به قصد ساخته شدن ولی تکامل معشوق اینجوری نیست. یه جورایی تکاملش وابسته به عاشقه! در حالیکه همه فکر میکنیم عاشق وابسته به معشوقه.اگه سطحی نگاه کنیم بله فقط عاشق وابسته است ولی باطنا این معشوقه که برای والا کردن وجودش خدا عاشق رو باهاش همراه میکنه
در واقع هدف امتحان هر دو درحالیکه xمیل میکند به عاشق!منظورمو رسوندم؟
من بی اسم دومی هستم یعنی پایینی!
پاسخ خودم : متوجه شدم کدوم هستید
لطفا یه اسم مستعار بذار با سایر بی اسم ها قاطی نشی
با تشکر
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:45 ق.ظ
خدا خودش عشق رو در دل ها میکاره. حالا برای هرمنظوری که خودش عالم تره. ببین منظورم از عشق به معنای واقعیه کلمه استا تکرار میشه نه هوس و غیره که به قول دوستان سر کوچه عاشق ته کوچه فارغ!
پس حتما عاشق لیاقتش رو داره. چون خدا خواسته تا عاشق بشه حالا میمونه معشوق که میتونی از داشتن لیاقتش حرف بزنی البته فکر نمیکنم یه ادم بتونه لیاقت یه ادم دیگه رو تشخیص بده. جز خدا
که حتما اون هم لیاقت فرد عاشق رو داره که خدا اون رو معشوق قرار میده
اگر معشوق خودش کوتاهی میکنه تقصیر ما نیست!
خلاصه اگر بحث لیاقت باشه مطمئنا هر دو لیاقت دارند که خدا عشق رو واسط اونا قرار داده و با عشق به هم پیوند.
ولی به نظرم فردی که خدا روی اون کلیک کرده بیشتر فرد عاشقه تا فرد معشوق!
پاسخ خودم : فهمیدم فکر کنم
خیلی خیلی قشنگ گفتی وقبول دارم
من برداشتم این بود:
معشوق وسیله است یه جورایی
عاشق اصله
و این عشق وسیله ایست که خدا قرار داده برای یک رشد،یک تکامل
تکاملی که به وسیله معشوق خاصی به نتیجه میرسه
اما در این حالت عشق فقط به معنای واقعی کلمه مورد بحثه
نمونه بارز این را دیدم
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:27 ق.ظ
bashe hatman vali akhe doaye adami mese man ke nemigire man ke mese to khub nistam fariba
man poram az gonah to mano yadet nare
پاسخ خودم : اونوقت من خوبم؟!!!!!
جک سال بود حرفت
من برا تو دعا میکنم،تو هم برا من
دعا دو دوست در حق هم مستجابه
+_+
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:26 ق.ظ
غرور؟!!
غرور و عشق؟؟!
کی میتوان نگفتن کی میتوان ص ب و ر ی
اهان بلاخره در یک نقطه اساسی هم عقیده نیستیم
اصلا تو از کجا میخای بدونی که لیاقت داره یا نه؟؟!
لیاقت نداره چون بهت کم محلی میکنه؟؟!
یه بزرگی میگفت معشوقا بزرگترین کسانی هستند که ما در رنجیدن از انها استادیم!!!
البته این نبود.یه چی در همین مایه ها!
اونا گفتم تا اینا بگم:قرار نیست اگه ازش ناراحت شدیم بگیم برو دیگه دوستت ندارم!
دیگه عاشقت نیستم!
یعنی تو تعریف خودتا در مورد عشق قبول نداری؟!
سوختن و ساختن پس چیه از نظر شما؟؟؟؟؟؟
با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟
طولانی شد شرمنده
پاسخ خودم : این غرور و عشق کجاست من نمیبینم؟؟؟؟
نه!!!!!!
مهمه خصوصیاتشه
ببین من اگه عاشق کسی بشم اصلا بهش نمیگم که بخواد کم محلیش زجرم بده،ولی میبینم به خاطر چی عاشقش شدم
اگه بهش بگم و بهم بگه به من ربطی نداره عاشقمی و داری میسوزی
اگه غرورم را له کنه
اگه خردم کنه
خیلی از خصوصیات را نداره
مهمترینش ادم نیست
در هیچ شرایطی ما حق خرد کردن غرور و شخصیت یک انسان را نداریم
میتونه بگه من بهت فکر نمیکنم،با معیارهام نمیخونی ولی خرد کردن یه چی دیگه است
نمیدونم گرفتی منظورم را یا نه
نوع برخوردش مهمه
جمله اون بزرگه خیلی توپه ها
نمیگم اگه ناراحت شدیم که!!!!!میگم اگه بد برخورد کرد
خردت کردت
شخصیتت را برد زیر سوال
میتونه دوستم نداشته باشه
تعریف من از عشق اینه که اوتا برای خودش بخوام
به قول احسان خواجه امیری:
تحمل میکنم بی تو به هر سختی،به شرطی که بدونم،شاد و خوشبختی
عشق یعنی این به نظرم
بد میگم
میدونم
بیانم نرسوند منظورم را ولی خودت تلاش کن دیگه:P
اگه بدونم موج از دریا برخواسته اره ولی اگه حوض متصل به پمپاژ باشه،صد سال نمیخوام موجش بخوره تو سر و کله ام

چقدر نوشتم!!!!!وای
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:16 ق.ظ
manam khayli delam barat tang shodeeeeee faribaaaaaaaaaaaye nazam
mibusamet azize delam mowch male lope rastet mouch vase lope chapet
پاسخ خودم : :*
اقا موقع سال تحویل من را یادت نره ها
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:14 ق.ظ
از کجا میدونی لیاقت عشقو داره یا نه.وقتی یه نفر عاشق یکی دیگه میشه فقط یه اتفاق یا یه حادثه نیس خواست و اراده خدا بوده.
هیچ کدوم از ما نمی تونیم ادعای لیاقت بالفطره کنیم.اگه کسی صاحب لیاقتم میشه تو امتحانای خداس که اینو به دست میاره.خدا همه بنده هاشو امتحان میکنه وعشق شیرین ترین امتحان خداست.
پاسخ خودم : لیاقت با معیاری که عاشقم کرده میفهمم
تو اگه عاشق بر و روی یکی بشی نمیتونی ادعا کنی معشوقت لایقه ،ولی اگه عاشق عدالتی که ازش دیدی،مهربونی هاش،از خود گذشتی،جسارت،متانت و.. بشی میتونی بگی لایقه

چهارشنبه 25 اسفند 1389 08:13 ب.ظ
اون کسی که گفته باید تا آخر دنیا بسوزی و بسازی ولی به معشوقت نگی که دوسش داری ولی تو هر چی پنهانش کنی اخر طرفت میفهمه و اگه ببینه که دیگه بهش توجه نمیکنی سر خورده میشه و این کارت اونو بیشتر عذاب میده نسبت به زمانی که عشقتا بهش ابراز میکردی
پاسخ خودم : نه!
اون مال وقتیه که معشوقه لیاقت عشق عاشقه را داشته باشه
اگه اینقدر معشوق متکبر باشه که عاشق را ادم حساب نکنه همچین چیزی نیست
چهارشنبه 25 اسفند 1389 03:34 ب.ظ
مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم ِ افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

***
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
دردِ بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند…

nazare ma!!

chetor bid?
پاسخ خودم : درجه یک
جدی خیلی قشنگ بود

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
چهارشنبه 25 اسفند 1389 12:10 ب.ظ
zendegi bedune eshgh khayli ghashang tare in tori mituni padeshahi koni na in ke gedayi koni dust dashtane tarafo
hich chiz tu donya arzeshe khurd shodane ghorureto nadare hata age dashte bashi ruzo shab az durish azab bekeshi nabayad behesh begi aslan bayad gheyde hame chiyo bezani besuzi va besazi ta akhare donya in tori ham vase khodet behtare ham vase tarafet bishtar vase un
vase chi yeki ke dare arum zendegisho mikone ro asire khodkhahi i ke beesme eshghe bokonim !!!
پاسخ خودم : من خودم را میگم
سوختن به اتیش عشق را به ارامشِ پوچ زندگی بدون عشق ترجیح میدم والبته معشوقم مهمه
معشوق باید این مدلی باشه:
عذاب با تو سر کردن برای من یه تسکینه،تو چی میدونی از من که عذابم با تو شیرینه
چهارشنبه 25 اسفند 1389 12:03 ب.ظ
vase chi manooo
tala ke pake pake che menatesh bekhake
mane pako masum ke tobe nemikham
پاسخ خودم : :D
:*
اقاااااااااااا دلم برات تنگ شده
+_+
چهارشنبه 25 اسفند 1389 10:52 ق.ظ
سلااااااام
زیارت قبول و توبه تان مقبول
و ارامشاتان مستدام
بسی تشکر که فراموشمان نفرمودی و دعایمان کردی
به سخره میگویی پر رونق؟؟!
ما خوش قول میباشیم
مرتب سر میزدیم, 80% امارتان برا منه!!
تو که نبودی حس مباحثه نبود
تازه تو که نبودی عشقا به باد ملامت گرفتند اینجا!!!:P
پاسخ خودم : سلاااام
دم شما گرم به جان ادمیت،جدی گفتم،خوب بود واقعا
کار بدی کردن به عشق چیز گفتن
خودم ازش دفاع میکنم
+_ +
سه شنبه 24 اسفند 1389 10:33 ب.ظ
با منی؟
گفتم که تعریفی ازش ندارم, یعنی تکمیل نیست
اونی که گفتی عشق مثله اسیده, تا اونجاییکه من شنیدم و گفته اند معمولا عشق ادما میسازه.
تعریفاتون جالبه! یکی از ته میزنه یکی دیگه...
پیدا نکردم نظر میانه!! و همینطور رقیب!
عشق برا معشوق یه حصاره؟؟؟!!!!!!!
هیچ کدوم حرفت ا قبول ندارم.
همینه دیگه
هیشکی قدر عشقا نمیدونه
پاسخ خودم : اقا دمت گرم
پر رونق بوده این پست در نبودم:P
به امام رضا گفتم کار +_+ را راه بنداز
کار دو تا پائینی ،کار مهربان و....
خیلی باحال بود
بغل دستیم گفت اینا چیه میگی؟گفتم مخاطب های ناشناس وبم!!!!
دوشنبه 23 اسفند 1389 04:18 ب.ظ
sajad june mano ham mibordish mashhad baham tobe konid 2 mofsede khanevade
پاسخ خودم : اوووووووی
بچه
حالا سجاد و من رپ دوست داریم که بهمون نمیگن مفسد
واقعا كه:D
تو را باید میبردم :P
دوشنبه 23 اسفند 1389 10:03 ق.ظ
vaghaan ke hale hamatun bade
eshgh mesle aside az beyn mibaratet
hame chiz hata esshgh az sare khodkhahiye adame ke bekhaym taraf hame jure vase ma bashe
eshghe vaghe i ine ke azash begzari ta arameshi ke dashte bargarde sare jash ta asire khodkhahiyat nashe va to az dur bebini ke khube khoshbakhte bedune toam hata kheyli bishtar un moghe mifahmi ghablan vaghaan asheghesh nabudi vali alan az tahe delet dusesh dari
va hich vaght nazari ke30 asheghet beshe ta khodet asir nashi
pas hamishe say konim hich vaght ashegh nashim chon eshgh mese ye hesare vase mashughet azab avare vasash
پاسخ خودم : اونی كه عذاب اوره و حصار ماننده عشق نیست،حس خودخواهیه که نقاب دوست داشتن به چهره زده
شما کتاب افسون سبز را بخون
شنبه 21 اسفند 1389 04:00 ب.ظ
نظرات چه دلنشینه
عشق هنوز نمیدونم چیه!
خوشبختی یعنی راضی بودن از اونچه هستی و داری.

محبوب من امروز به سراغ من آمد و در حالیکه چهره ی تند و چشمان آمرانه اش که همیشه حالتی مهاجم داشت معصومیتی حاکی از فداکاری و ایثار گرفته بود،

گفت : دوست من ، تو را سوگند میدهم که نیاز من به داشتن تو که حیات من بدان وابسته است تو را در بند من نیارد.

اگر میخواهی ، برو، اگر میخواهی ، بمان.! آنچنان که میخواهی "باش"

بر روی این زمین ، در رهگذر تندبادهای آوارگی ،

تنها رشته ای که مرا به جایی بسته بود گسست!

اگر گفته بودی : بمان! میدانستم که باید بمانم و اگر گفته بودی : برو! میدانستم که باید بروم.

اما...

اکنون اگر بمانم نمیدانم که چرا مانده ام و اگر بروم نمیدانم که چرا رفته ام.

چگونه نیندیشیده ای که یک انسان یا باید بماند یا برود

و من اکنون در میان این دو نقیض ، بیچاره ام.

کسی که عشق رهایش میکند "بودن" ی است که نمیداند چگونه باید "باشد"؟

و چه دردی است بلاتکلیفی میان" وجود" و" عدم"
دکتر شریعتی
پاسخ خودم : tnx a lot
rhl
جمعه 20 اسفند 1389 11:58 ب.ظ

Ba tashakor az ke be vebam oumadin ye khourde toulanie v bara fariba migam faghat dar in had ke majaray man nabtar az male shomae

Age didi chizi be name eshgh tou vojoudet ehsas shod nesbat be kasi ke boudanesh ba yeki dige baese khoshbahktie bishtaresh mishe mojabet mikone az khastat koutah biay vali sakhte in nou boudan v shayad birahmane baray yektaraf baray lahzehay aval
جمعه 20 اسفند 1389 10:04 ب.ظ
ول کنید این چیزارو
به قول بابای پسره (سریال نیایش) عشقای امروزی یا به باد بسته است یا به داد
سر کوچه عاشقی و ته کوچه فارق!
پاسخ خودم : اونی تو گفتی عشق نیست
یه بچه بازیهریال،یه سر گرمی
جمعه 20 اسفند 1389 04:37 ب.ظ
راستی خودت تعریفش کن عشقا
جمعه 20 اسفند 1389 04:35 ب.ظ
وااااااااااااااای چه قشنگه
+_ +
پنجشنبه 19 اسفند 1389 11:28 ب.ظ
یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند
با بخشیدن، عشقشان را معنا می‌کنند.
برخی؛ دادن گل و هدیه
و برخی؛ حرف‌های دلنشین را، راه بیان عشق عنوان کردند.
شماری دیگر هم گفتند: با هم بودن در تحمل رنج‌ها و لذت بردن از خوشبختی را، راه بیان عشق می‌دانند.
در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد.


یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند، طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک‌ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی اما پرسید: آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که، عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند که ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرار می‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش، پیش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود
منبع :روزنامه همشهری!!
پاسخ خودم : قبلا خونده بودم ولی مرسی زدی
من اون داستان موتور را بیشتر دوست دارم
این زیادی احساساتیه
الان به معنای واقعی حس میکنم دختری:D
اگه پسری به دل نگیر:P
+_ +
پنجشنبه 19 اسفند 1389 11:23 ب.ظ
منم مخالفم باهاش
البته شاید بخاطر یه قضیه خاص باشه! ولی دلیل نمیشه عشق رو اینجوری تعریف کرد!
اره عشق فداکاری و گذشت هست توش ولی نه بخاطر دلیلی که تو میگی بذار یه داستان برات بگم تا بفهمی فداکاری عشق چه جوریاست!
برو نظر بعدی
پاسخ خودم : احسنت
باز هم هم عقیده ایم
سجاد
پنجشنبه 19 اسفند 1389 08:28 ب.ظ
احسنت
خواهر ما را در ربنای سبز سبز سبز دستان خود فراموش نکنید.
انشاا.... به خیر وخوشی.
التماس 2a
پاسخ خودم : محتاجیم به دعا برادر
حتما
تو و بقیه داداشا وابجی هام را یادم بره کی را دعا کنم؟؟؟؟؟
سجاد
پنجشنبه 19 اسفند 1389 08:21 ب.ظ

وقتی آدم ها عاشق یکی می شن همه این حرف ها یادشون می ره(!)
یه چند تا مباحثه باحال راه بنداز یه بزن بزنی توش راه بیفته یا یه دعوایی بشه(!)
حوصلمون سر رفت.
پاسخ خودم : دعوا دوست داری؟
برو www.dr88.tk
اونجا همیشه دعوا و بحثه
برو کیف کن
راستی من هنوز زنگ نزدم خونتون ازتون خدافظی کنم برا مشهد ،فردا مسافرم،یا امشب یا فردا صبح میزنگم
سلام برسون
حالت بهتره راستی؟
پیشنهادتم برا مباحثه بعدی چشم،حتما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox