تبلیغات
بگید بباره باروون - هشدار(قسمت اخر)
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

هشدار(قسمت اخر)

نوشته شده توسط :خودم
چهارشنبه 4 اسفند 1389-12:33 ق.ظ

-فریبااااااااا،فریبااااااااااااااااا،پاشو میترا پشت خطه

چشمام باز نمیشد،به زور خودم را تکون دادم و یه نگاه به ساعت انداختم،ساعت 9 شب بود.گوشی را از مامانم گرفتم و گفتم:

-الو،سلام،خوبی؟

-سلام خوابالو!شد من زنگ بزنم تو خواب نباشی!گوشی خودتم که جواب نمیدی،مجبورم به گوشی مامانت بزنگم

-اقا میترا اکانت را بستی؟

-اره بستم،برات offگذاشتم،اینا را ول کن حالا ،بگو چی شده؟

-چی شده؟

-مهتاب را که میشناسی؟

-کدوم مهتاب؟هان؟مهتاب خودمون؟اره ،خب!

-طرف اونم ادد کرده بوده،مثل من،مثل تو،مثل همه بچه هامون،بعد ایدی مهتاب را هم از پروفایلش در اورده و رفته باهاش چت کرده

-خخخخخخخخخخخخخخخببببببببببب

-بعد مهتاب گفته من حوصله چت ندارم این شمارمه بهم زنگ بزن اگه کار داری

-نه بابا،عجب!!!!!!!!خب!

-خلاصه زنگ زده با مهتاب حرف زده،همونا که به تو گفته بود را به مهتاب هم گفته و ازش خواسته به صبا بگه،مهتاب هم زنگ زده خونه صبا  اینا،مامان صبا فکر کرده این یه مهتاب دیگه است،گوشی را داده دست صبا!!!!!!!صبا خونه است!قایمش کردن!!!!

-یا علی ابن موسی الرضا!میتی من میترسمL

-گوش بده حالا،خلاصه صبا برا مهتاب گفته که چه تهدیدایی کرده و اینکه دیگه از خونه بیرونم نمیاد!حتی ازدانشگاه افتاده ،چون شهر دیگه قبول شده!

-خب!

-هیچی،فقط مهتاب بهشون نگفته با تلفن باهاش حرف زده،یه زنگ بزن بگو مهتاب ازش شماره داره،ببین به دردشون میخوره یا نه

-باشه من زنگ میزنم،تو هم یه سر بزن فیس به همه بچه هامون خبر بده طرف یه روانیه

-اره ،مهتاب میگفت در عرض 1 ساعت 201 میس کال زده بوده رو گوشیش،مهتاب خط ایرانسلش را سوزوند از دستش!

-نه بابا،اکی،من حالا زنگ میزنم،اگه شماره به درد میخورد از مهتاب میگیرم میدم بهشون،فقط شماره مهتاب را بفرست

-باشه،فعلا بای

-اکی بای

خواهرم بدو بدو اومد تو سالن:فریبا!!!پاشو بیا پشت کامپیوتر،رفتم نت،مسنجرت اتوماتیک وصل شد!20 نفر اددت کردن!!!!

-وای،اکسپت که نکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-نه،بیا خودت هرکاری میخوای بکن

-رفتم همه را rejectکردم و sign outشدم،گوشی خواهرم را برداشتم و زنگ زدم صبا

مامانش برداشت

براش قضیه مهتاب را تعریف کردم،اونم گفت شماره به دردشون میخوره،گفت به خونشون که پسره زنگ میزده،عموما از تلفن عمومیه و شاید این خط ایرانسل به درد پرونده بخوره

زنگ زدم مهتاب شماره را گرفتم و دوباره تماس گرفتم باهاشون،اینبار مامانش گفت راستی پیغامی که میخواست به صبا برسونی چی بود؟

یه ذره ته ته په ته کردم و اب دهنم و قورت دادم و گفتم،راستیتش گفت:...

و ماجرا را تعریف کردم

اقا مامانه را میگی،عصبانی،شروع کرد به فحش دادن به پسره،گفت اخه اصلا به دختر من میاد همچین حرفایی،

منم دیدم فرصت داغه گفتم بذار سوال بپرسم:

-ببخشید خانم،اصلا چی شد که صبا با این بشر دوست شد؟

-دوست نشد،دوست چیه؟

-منظورم اینه که تو فیس بوک اددش کرد

-حدود 6 ماه پیش صبا را ادد کرد،صباهم از اینا بود که اکسپت میکرد دخترا را،هر از چند گاهی توی همون فیس بوک چت میکردن،اون با اسم دختر بود و خب صبام اعتماد میکرد،یه مدتی صبا نرفت فیس بوک،اونم از طریق دوستای صبا و گفتن چیزای دردی وری مثل اینکه نگرانشم و اینا شماره صبا را گیر اورد

هی با دوستای مختلفش چت میکرد و اطلاعات بیشتری میگرفت،تا اینکه صبا رفت نت،شب توی چت از صبا چیزای غیر معقولی خواسته بود!صباهم من را صدا زد،رنگش پریده بود،شروع کرد به بد وبیراه گفتن ،پسره هم هی اطلاعات رو کرد،و شروع کرد به تهدید کردن،اول گفت اسید میپاشم تو صورتت،بعد گفت میدزدمت،بعد گفت میکشمت!

قضیه روز به روز جدی تر میشد،شماره خونه مون را هم گیر اورد،مرتب مزاحم بود و تهدید میکرد،ما هم که دیدیم داره کار جدی میشه،صبا را قایم کردیم و رفتیم شکایت کردیم

فریبا جان،این شماره را به هیچ عنوان به کسی نده و به دوستاتونم هشدار بدین

-چشم خانم،ایشالا که درست میشه،از طرف منم خیالتون راحت،من اگه میخواستم شماره بدم که ظهر میدادم و خودم را راحت میکردم

به هر حال ایشالا که هرچی زودتر مشکل حل شه

-ممنون عزیزم،کاری نداری؟

-نه،قربان شما؟به صباهم سلام برسونید خدانگهدار

 

 

این قضیه بود!اون روز خیلی ترسیدم،هنوز که هنوزه اکانت فیس بوکم را باز نکردم،در عین حال هیچ ادد جدیدی را توی مسنجر اکسپت نمیکنم!!!!دیگه میترسم کامل خودم را معرفی کنم

محیط مجازی یه مزایایی داره ولی مضرراتش بیشتره

خیلی ها جنبه اش را ندارن

خیلی ها روانی اند

توی محیط مجازی ادم ها میتونن پشت نقاب اسم های مختلف قایم شند،مردم را تهدید کنند،اذیت کنندو در کل با زندگی و ابرو مردم بازی کنن

ادم باید همیشه جانب احتیاط را رعایت کنه،خدا کمکمون کنه و گیر ادم ناحسابی نندازتمون

اینا را نوشتم و به تمام دوستام هم گفتم تا بقیه مشکلی شبیه مشکل صبا براشون پیش نیاد و با تمام وجودم ارزو میکنم مشکل صبا حل شه و بتونه بره دانشگاه و زندگی عادیش را از سر بگیره

دخترای عزیز مخصوصا فرزانگانیا!اسمش بهناز نبودا!اسم دقیقش یادم نیست میرم از میل هام چک میکنم براتون آف میذارم ولی میترا چک کرد نصفتون اکسپت کرده بود!!!!!!!




 



نظرات() 


How did the Achilles tendon get it's name?
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:56 ق.ظ
Hey there! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?

I'm kinda paranoid about losing everything I've worked
hard on. Any recommendations?
How do you get taller in a day?
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:30 ق.ظ
Hi there are using Wordpress for your blog platform? I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set
up my own. Do you require any html coding knowledge
to make your own blog? Any help would be really appreciated!
How do I stretch my Achilles tendon?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:26 ب.ظ
Hi my friend! I wish to say that this post is amazing, great written and include almost
all vital infos. I'd like to look extra posts like this .
Foot Complaints
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:46 ق.ظ
I was curious if you ever considered changing the structure
of your blog? Its very well written; I love what youve
got to say. But maybe you could a little more in the way of content
so people could connect with it better. Youve got an awful lot
of text for only having 1 or 2 images. Maybe you could space
it out better?
مرضیه
چهارشنبه 11 اسفند 1389 08:28 ب.ظ
فکر نمی کردم واقعی باشه
خوب بود ولی آخرش یه جوری بود عین بعضی فیلما که تموم میشن ولی آدم منتظره آخرشو ببینه
منتظره داستانهای بعدیت هستم
پاسخ خودم : دیشب یه داستان نوشتم
دوستش دارم ولی اینجا نمیزنم!
avisoora
دوشنبه 9 اسفند 1389 02:15 ب.ظ
اتفاقا من همین چند روزه دوستام وسوسه م کردن که عضو فیس بوک شم ولی می ترسیدم عکسمو بزارم خوب شد اینا رو نوشتی....
پاسخ خودم : اطلاعات کامل ندیا
خطریه
عط
شنبه 7 اسفند 1389 10:51 ب.ظ
در یک کلمه روانی. در دوکلمه آشغال کثافت. در سه کلمه پست فطرت حیووون.در یک جمله شما ذختر ها درک نمیکنید چنین پسری یعنی چیو
پاسخ خودم : یعنی همینایی که شما گفتین
من فقط میتونم بگم ترسناک و خطر ناک!!!
فائزه
جمعه 6 اسفند 1389 07:23 ب.ظ
ووووییییی !!! منتظر اسمشم
تنکس فور یور اتنشن
پاسخ خودم : :*
اسمش بهناز مروت نبود،صبا بخشی بود
برات off گذاشتم!شایدم نذاشتم:*
پنجشنبه 5 اسفند 1389 11:57 ق.ظ
naguuuid face book moshkel dare
beguuuid baghiye moshkel daran
پاسخ خودم : همین!
پنجشنبه 5 اسفند 1389 09:54 ق.ظ
ke in tor
پاسخ خودم : بععععععععععععععععله
بععععععععععععععععله
کیه؟
کیییییییییییییییییییییه؟
رویا
پنجشنبه 5 اسفند 1389 08:56 ق.ظ
نتیجه می گیریم استفاده از فیس بوک چت روم و امثال اینها خیلی خطرناکه حسن یا به قول خودمان جیزه
پاسخ خودم : اره
یه چی تو همین مایه ها!
البته مشکل از فیس بوک و مسنجر اینا نیست!مشکل از کاربران بعضا روانیه!!!!
2tapaeeni
پنجشنبه 5 اسفند 1389 04:12 ق.ظ
bishtar janbe etaeeye dasht ta dastan!!!!
Badam chera dokhtaraye farzanegani??? mage baghiye adam nistant????!!!! kheili nejad parast tashrif darid :(
in ghad bara khodet noshabe baz nakon "fariba joon!!!!!!!!!":)))))))))))))))))))))
پاسخ خودم : حالا هر چی!
من چه میدونم!!!!مامان صبا گفت دخترا مدرسه تون!!!!
من که به پسره نگفتم بیا به دخترا مدرسه ما گیر بده تا من براشون نوشابه باز کنم که!!!
صبا صرفا از طریق هم مدرسه ای بودن تو جمع دوستا فیس بوک من و میترا،رویا،شیوا و...... هست!اون موقع بچه ها ی همکلاسی فعلیم،اونایی که فرزانگانی بودن در خطرن!نه گلی یا نسیم!!!!
روشن شد؟
بعدشم من نژاد پرستم!!!!!
من جز معدود فرزانگانیا هستم که صرفا با اکیپ فرزانگان نمیپرم!!!!!!!!!

من نوشتم دخترای عزیز مخصوصا فرزانگانیا!!!چون فرزانگانیا تو ادد لیست صبا هستن و ممکنه ادد بشن!!!!
بابا یخته فک کن بعد الکی ایراد بگیر!!!وگرنه فرزانگانیا خدا را شکر هیچ خصوصیت خاصی ندارن که خونشون از بقیه رنگین تر بشه!!!!
البته به نظر من!اونا که رگ غیرتشون برا سمپاد میزنه من را ببخشند!
ج-ک
چهارشنبه 4 اسفند 1389 11:53 ب.ظ
پاسخ خودم : خیلی نظر عمیقی گذاشتین
مرسی!
من
چهارشنبه 4 اسفند 1389 11:00 ب.ظ
نهههههه!!!!!!
چی میگییییی؟؟؟؟؟؟؟؟
دقت نکردم
پاسخ خودم : یه پدال هست بهش میگن ترمز
برای تو در سرازیری و برای من در هنگام دور یه فرمونه جواب میده:P
اشکان
چهارشنبه 4 اسفند 1389 09:03 ب.ظ
بابا داستان نویس . ما تهش نفهمیدیم این داستان بود یا هشدار !! به قول سجاد عزیز باید یکی می مرد داستان قشنگ تر می شد . ولی کلا شما دوستاتون را با نام آقا صدا می کنید؟؟؟
سلام آقا بهناز
چطوری آقا فریبا
دادا شما چطوری ؟
نامرد از ما سراغ نمی گیری ؟
فکر کنم این ها چیز هایی هست که شما تو مکالمه هاتون به هم میگید .
ولی کلا خدا از این دنیای مجازی نگذره که ما را به راه های امید ( خیلی بد ) کشانده.
پاسخ خودم : هشداری بود بر اساس واقعیت که به صورت داستان بیان کردیم!
اره من زیاد اقا میگم
به همه چیز و همه کس اقا را میگم:D
اقا فریبا و اقا بهناز ولی نه!!!!
میگم اقا!!!!میترا!!!!!این مدلی مثلا
برا راههای امید حواستون خیلی به خودتون باشه ها!!!!واقعا راه بدیه!
سجاد
چهارشنبه 4 اسفند 1389 07:49 ب.ظ
سلام
برای چی آدرس وبت را نذاری؟
بذار
طوری نیست
پاسخ خودم : سلام
میذارم
میگما ،تو کلا oni؟؟؟؟؟نه؟
تا نظرم میذارم سه سوت بعد جواب میدی!
من
چهارشنبه 4 اسفند 1389 06:09 ب.ظ
جواب سجاد:
نگران نباش ماجرا هنوز تموم نشده که!!!!
آرزوت براورده میشه!!!!
و اون کسی نیست جز فریبا...!!!!
پاسخ خودم : E
حتما تو میخوای منو بکشی؟؟؟؟؟
خیلی ناراحتش نباش فقط یه بار بگو بیام جلو بغل دستت بشینم با این مدل رانندگیت حتما سنگ کوب میکنم!!!!
مخصوصا تو سرازیری!!!!
اصلا دقت کردی تا حالا بین گاز و کلاجم یه پدال هست؟؟؟؟
:P
سجاد
چهارشنبه 4 اسفند 1389 02:54 ب.ظ
سلام آرزو به دل موندم یکی بمیره آخر هم نمرد. اه
ولی آموزنده بود.
ولی اگه توی فیس بوک اطلاعات کامل و دقیق ندی هیچ مشکلی پیش نمی یاد
پاسخ خودم : حالا برا تو هم شده یکی را میکشم دفعه بعدی
راستی برو قسمت اخر اخرین داستان بلدم را بخون
پره کشت و کشتاره
کیف کن:D
کاوه
چهارشنبه 4 اسفند 1389 01:42 ب.ظ
خوش به حال خودم که از هر دو جهان آزادم!
پاسخ خودم : خب،خدا را شکر:D
من
چهارشنبه 4 اسفند 1389 12:15 ق.ظ
عججججججب!!!!!!!!!!!!!
متحول شدیییییییم!
پاسخ خودم : تو متحول شدن محاله محاله محاله
کل این ملت متحول شن تو نمیشی:P
بسکی شری:D
یه آشنا
چهارشنبه 4 اسفند 1389 12:12 ق.ظ
چه آدمایی پیدا میشنا.
آقا بهناز؟!
بالاخره تموم شد.
پاسخ خودم : اسم دقیقش یادم نیست
میل هام را چک میکنم میگم بعدا
اره واقعا خب زمونه بدیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox