تبلیغات
بگید بباره باروون - مهدی نیا...
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

مهدی نیا...

نوشته شده توسط :خودم
جمعه 29 بهمن 1389-02:21 ب.ظ

مهدی نیا

اینجا کوفه است

مهدی نیا

این اللهم عجل لولیک ها،نامه کوفیان است

مهدی جان ،نیا

میدانم بیایی خونت را میریزیم

مهدی جان نیا

اینجا جهل بیداد میکند

اینجا مردم فکر میکنند گریه برای حسین گناهان را میریزد

تقصیر خودشان نیست

مردم ما مثل کوفی ها دین را قالبی پذیرفتند

نمیبینند چه میگوید ،میبینند که میگوید!

اینجا کوفه است

اگر کوفه نبود فریاد میزدم درد های سینه ام را

اینجا هوای کوفه دارد

مهدی جان نیا

مردم اینجا را هم با پول میتوان خرید

فکر میکنی اگر ابن زیاد به عنوان نماینده ی خلیفه ی مسلمین بر این مردم حکومت کند و بگوید تو خروج کردی از دین،مردم چه میکنند؟

خونت مباح است و نفیت ثواب

گفتم که، اینجا نمیبینند چه میگوید میبینند که میگوید!

آری،اینجا کوفه است

مردم اینجا هم دنبال زر و سیم اند

فکر میکنی مردم برای حسین میگریند؟نه!

میگریند تا خدا به انها مال بیشتر دهد؟به انها مقام بیشتر دهد؟میگریند برای بدبختی خودشان

مهدی جان نیا

مردم اینجا حسین را برای رسیدن به خدا نمیخواهند ،حسین را میخواهند تا به دنیا و خواسته هایشان برسند

مهدی جان نیا

اینجا از حسین چیزی نمیدانند

اینجا ،فکر میکنند،حسین از انها اشک میخواهد و آه

اینجا از حسین ،زخم های تنش را میدانند و تشنگی لبش

چه میدانند از درد دل حسین

چه میدانند که درد حسین قربانی شدن فرزندانش نیست چراکه از نسل ابراهیم خلیل است،ابراهیمی که عمری از اسماعیلش دور بود و چون به او رسید گفتند قربانیش کن

چه می دانند درد حسین غربت نیست،چرا که زاده ی زهرای غریبست،زهرایی که دو ماه از مرگ پدرش نگذشته بود، صورتش را با سیلی کبود کردند و پهلویش را بین در و دیوار شکستند

چه میدانند درد حسین سم اسبان نیست،چرا که برادر حسن است، حسنی که تیر اعدا در تشیع جنازه اش پیکرش را نوازش داد

چه میدانند درد حسین دادن حکم خروج از دینش نیست ،چرا که پسر علی است،کسی که بی نمازش خواندند

اینجا نمیدانند درد حسین ،حسین نبود،اسلام بود

نه!مردم اینجا حسینی نیستند ،کوفی اند، چرا که برای درد های خود میگریند نه برای چیزی جز آنها

اینجا نمیدانند درد حسین سر بریده شدن اسلام با اسم اسلام است

اینجا هنوز نفهمیدند، یزید با پرچم لا الله الا الله به جنگ با حسین شتافت!

مهدی جان نیا

با الله اکبر در مقابلت می ایستند و با بسم الله سر از تنت جدا میکنند

مهدی جان نیا

آری،مردم اینجا زیر خیمه ی عزای حسین میروند ولی زیر پرچمش،نه!

حسین زیر خیمه ی عزایش هم تنهاست

حسین هنوز هم بیشتر از آن 72 یار را ندارد

اری،اینجا کوفه است و ما کوفی

نیا!

 





نظرات() 


Do compression socks help with Achilles tendonitis?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:17 ب.ظ
Incredible points. Outstanding arguments. Keep up
the amazing effort.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 01:08 ب.ظ
No matter if some one searches for his necessary thing, therefore he/she
needs to be available that in detail, therefore that thing is maintained over
here.
avisoora
دوشنبه 9 اسفند 1389 02:25 ب.ظ
چقدر قشنگ حرفهای دل منو نوشتی... واقعا از ماست که بر ماست... نادونی ماست که یه عده رو قدیس نما می کنه...
گاهی با خودم می گم نکنه امام علی هم یکی بوده مثل همین حضرات یه پسوند پیشوند بهش دادن ...
پاسخ خودم : همین به خدا
اینقدر کردن و کردن تا امام علی هم از علی بودن انداختن
rhl
دوشنبه 2 اسفند 1389 09:38 ب.ظ
نیا نیا گل نرگس جهان كه جای تو نیست دو صد ترانه به لبها یكی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند قسم به نامو نهادت دلی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه كه ندبه پایگاه خلقه است پایگاه تو نیست

نیا نیا گل نرگس دعای عهد كجا نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

نیا نیا گل نرگس دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست

نیا نیا مولا فنا شوی مولا دعاهای ما همچنان نامه های كوفیان است مولا
پاسخ خودم : خیلی قشنگ بود مرسی:*
مرضیه
دوشنبه 2 اسفند 1389 09:37 ب.ظ
عزیزمی
پاسخ خودم : :*
rhl
دوشنبه 2 اسفند 1389 09:34 ب.ظ
va nazaram

bia vageha ro mahdoud nakonim
koufi boudan natije ash nemishavad emame zamane bi yare
ma nemifahmim bara chi namaz mikhounim chador sar mikonim migim allahomma ajjel mishad emame zamane by yare

choun oun tori mitounim khodemouno goul bezanim ke ma ke koufi nistim shieye iranim!
پاسخ خودم : قشنگ نفهمیدم چی گفتی!!!!
این فینگیلیش من را بیچاره میکنه
rhl
دوشنبه 2 اسفند 1389 09:31 ب.ظ
salam
عزیز
خیلی زودتر من این متن شنیدم قشنگه
گفتی فارسی بتوبسم سخته به خدا

کمک متنهامو اخریاشو خودم نوشتم

پاسخ خودم : مرسی فارسی گذاشتی:*
دوشنبه 2 اسفند 1389 05:13 ب.ظ
این ارامش و اسایشو خوب اومدی
پاسخ خودم : :)
پایینی
دوشنبه 2 اسفند 1389 01:39 ب.ظ
خوشبختی رو باید حس کرد
نه اینکه نگاه کرد و فهمید
پاسخ خودم : تو چه موقع خوشبختی را حس میکنی ،من وقتی راضی ام از همه چیز!نمیدونم منظورت چیه؟
ببین من الان همه چی دارم،هیچی هم مورد نارضایتیم نیست تقریبا ،ولی خوشبختیم کامل نیست چون رضایتم کامل نیست
هر چی بیشتر از موقعیتم راضی باشم ،خوشبخت ترم
من الان باید بگردم ببینم این کمبود از کجاست!مال خانواده و امکانات زندگیم نیست چون از اون بابت راضی ام
مال شرایط اجتماعیم هم نیست،چون از اون بابیتم راضی ام
باید بقیه ابعاد را نگاه کنم
بعضی ها همه چی دارن ولی خوشبخت نیستن!چون داشته هاشون دیدنیه صرفا!ممکنه یکی اسایش داشته باشه ولی ارامش نه!!!این خوشبختی نیست چون تو راضی نیستی
رضایت در تعریف من محدود به اسایش نبود!!!!
دوشنبه 2 اسفند 1389 01:38 ب.ظ
اون چیزایی که در مورد خوشبختی گفتی تقریبا درسته ها ولی نه کامل
مثلا تو میگی از موقعیت خود راضی بودن یعنی لمس خوشبختی؟!
تنها اینا نیستند
پاسخ خودم : تعریف تو از خوشبختی چیه؟
fereshteh-sh
دوشنبه 2 اسفند 1389 01:34 ب.ظ
salam goli
chetori?
kojaii dokhtar!aslan too in chand rooz nadidamet?
seshanbeh miay daneshgah?
va ama nazar dar morede matnet:kheili khoob bood vali ye hese ajibi dasht nemidoonam chetor begam vali hese ghashangi bood

rasti!to khejalat nemikeshi nemiay veblog man nazar bedi!
vaghean ke!!!!!
پاسخ خودم : سلااااااااااااااااام
اقا بدون خدافظی از من نریا
سه شنبه برا دیدن تو هم باشه حتمی میام
دلم برات تنگیده
شنبه بودم ولی از بس اینور اونور دودیم هیچ کس را ندیدم
یا پیش دکتر اخلاقی بودم برا نمرات پائین ترم یا پیش دکتر موسوی برا فیزیو:P
خوشحالم دوستش داشتی
این متن را یه شب بعد از برگشتن از روضه نوشتم!
روضه ها حالم را اساسی گرفته بود
سر این بود که این مدلی نوشتم ولی تو حس بودم وقتی مینوشتم
میام حالا:*
2ta paeeni
دوشنبه 2 اسفند 1389 04:23 ق.ظ
Cheghadr gelaye mikoni az namrdi???in ghad bad bin nabash!!hame chi arome ! Ghoseha khabidan...
Rasti eidetam mobark
پاسخ خودم : مرسی
عید شما هم مبارک
من به خوشینی و زود اعتماد کردن معروف بودم
ببین چقدر نامردی دیدم که نمیتونم اعتماد کنم
گناه بدبینی من گردن کسایی که نامردی کردن و نارو زدن بهم نه من
مرضیه
یکشنبه 1 اسفند 1389 10:31 ب.ظ
این زیریه من بودم اسمم یادم رفت
پاسخ خودم : :*
اقا مرضی اصفهان اومدی من را یادت نره ها
یکشنبه 1 اسفند 1389 10:31 ب.ظ
تو اتاقم نشسته بودم یهویی دلم بدجور هواتو کرد خیلی بدجور
اینجا خوبه اولا خیلی سخت بود دلم میگرفت اما الان خوبه دوست دارم خوابگاه جای خوبیه برای وقت تلف کردن و حتی درس خوندن همیشه یکی هست که باهاش درس بخونی یه دوست دارم به اسم فرشته بعضی خلق و خوهاش البته فقط بعضی خلق و خو هاش منو یاد تو میندازه الان بغل دستم داره رمان میخونه وای فریبا خیلی دلم برات تنگ شده خیلی غربت سخته خوابگاه که دیگه هیچی اونم برای یکی مثل من که تو کل 19 سال زندگی دست به سیاه و سفید هم نزدم اینجا مجبوری خودت همه کاراتو بکنی صبح خودت باید صبحونه درست کنی ناهارای بی مزه اشو از ناچاری باید بخوری که فقط گرسنگیت برطرف بشه رختاتو باید خودت با دست بشوری ظرف باید بشوری ترتمیز کنی خیلی سخته شدم جک اتاقمون راه میرم بهم می خندن آخه من تنها کسی هستم که از پس کارام بر نمیام شدم دختر لوس و مامانی اینجا اما خوبه نخندیم چیکار کنیم وقتم تمومه باید برم مطلبت خیلی قشنگ بود دوست داشتم دوباره میام
پاسخ خودم : واااااااااااااااااااااااااااااااااااای
مرضیه خودم
مرضیه نمیدونی چقدر دلم برای دبیرستان و بچگی های اون موقع تنگ شده
میدونم یه روزم حسرت الانم را میخورم
خوشحالم که با خوابگاه اخت شدی
سلام من را به این فرشته خانم هم برسون
شرط میبندم در حد من شیطون و بلا نیست:D
عوضش من هیچ کس را شبیه تو ندارم
هیچ موقع به اندازه الانم دور و برم شلوغ و در عین حال تنها نبودم
دیگه به هیچ کس اعتماد ندارم
باورت میشه؟
من
فریبا طاهرپور!!!!بچه ی خوشبین و خود باور !!!اینقدر نامردی و کثافت کاری از دوستای نزدیکم دیدیم که جرات ندارم کسی را به عنوان دوست واقعیم بدونم
هر لحظه منتظرم اونا که ازشون نامردی ندیدم بهم نارو بزنن
میتونی باور کنی؟؟؟؟؟
اومدی اصفهان خبرم کن باهم بریم بیرون!تا خرخره پره حرفای نگفته ام
حاج حسین تهی
یکشنبه 1 اسفند 1389 10:05 ب.ظ
دلمو قفل کرده و .........
سلام چطوری؟
داشتم رد می شدم گفتم روحیه ات را شاد کنم.
سلام برسون
پاسخ خودم : مموری قلبم را قبل رفتنش پاک کرده!!!!:D
رفتی تو کار شاد سازی
سلام
من خوبم تو چطوری
جواب کوبنده به ادم میدی تو وبت!!!
:D
تو هم سلام برسون
قهوه تلخی؟واکینگ ددی؟قلب یخی؟جدید مدید ندارین؟؟؟؟؟؟؟؟
نجمه
شنبه 30 بهمن 1389 07:40 ب.ظ
سلام فریبا جوووون
عااالی بود

حرف دل مارو زدی ولی خیلی قشنگ تر از ما
هرچی تو این محرمی من به همه گفتم اخه امام حسین وقتی میدونه خودشم تا یه روز دیگه شهید میشه و واسه از دست دادن عزیزانش نیست که ناراحته هیچکی قبول نکرد
وقتی میگفتم یه بار ادم به خاطر فرزندش و عزیزانش گریش میگیره کسی قبول نکرد
امام حسین به خاطر نامردی دوستاش بود که غم داشت
نامردی که الان شده خوراک روز ملت
تا روزی 10 تا نامردی نکنن خوابشون نمیبره!!!!
ولی دمت گرم عالی بود
پاسخ خودم : سلاااااااااااااااااااااااااام
چطوری؟
خیلی وقت بود نیمده بودی
نامردی را نگو
بیداد میکنه خدا وکیلی!هر کی نامردی نکنه ادم نمیدوننش!فکر میکنن چیزی حالیش نیست که شیره جون مردم را نمیکشه و زیر اب نمیزنه!
شنبه 30 بهمن 1389 07:29 ب.ظ
من هم با یه اشنا موافقم
اصلا مهدی داره میاد که به اینا پایان بده
اونوقت باید دست رو دست بذاره تا ما خوب شیم؟؟
تا کی اخه؟!!

باید بیاد
متن خوبیه ولی باید مینوشتی مهدی جان بیا...

یه چیزه دیگه
یه چیزی رو در نظر گرفتی(جهالت مردم) و هی به طرق مختلف اونو تکرارش کردی. تقریبا مفهوم جمله ها همونه
ولی درکل متن خوبی بود
پاسخ خودم : هی تکرار کردم ولی عمق فاجعه را بازم نتونستم به تصویر بکشم
جهلی که مردم بهش مهر دین بزنن خیلی خطرناکه
باید ارووم ارووم مردم به این مهر شک کنند!!!ببیننند جعلیه یا واقعی!بعد امام بیاد اثبات کنه جعلیه!پایه ی جهالت باید سست شه که امام بیاد بزنه زیرش فرو بریزه ولی سست کردن این پایه با مرور زمان و سببش، اتفاقاتیه که تو دل مردم در مورد درست بودن یا اشتباه بودن اعتقاداتشون سوال ایجاد میکنه
این نظر شخصیه منه
ولی در مورد جهل!اگه الان امام بیاد میشه سر همون کاری که با امام حسین کردن
با بسم الله سرش را میبرند و با لااله الا الله جلوش وایمسن!
یه آشنا
شنبه 30 بهمن 1389 07:10 ب.ظ
جوهرو خوب میشونید روی کاغذ!
مرسی
حالا یه چیزی
از یک طرف مهدی باید بیاد تا این اوضاع رو برگردونه و به این جهل پایان بده.
پاسخ خودم : الان زوده
الان بیاد سرش را میبرن
313 تا عاقل داریم؟؟؟؟
فک نکنم
جمال
شنبه 30 بهمن 1389 01:30 ق.ظ
سلام
بهتون تبریک میگم قلم خوب و روونی دارین
خواستم کامنت نذارم ولی متنش خیلی قشنگ بود دلم نیومد
پاسخ خودم : سلام
شما هم سر زدین به وبم؟؟
خوشحال شدم کامنت تون را دیدم
لطف دارید
جمعه 29 بهمن 1389 11:23 ب.ظ
وقتی نوشته هاتو می خونم می بینم خیلی شبیهیم.منم میونه خوبی با صبر ندارم و مدت هاس که به صبر دعوتم کرده. می دونم خدا اینو ازم میخواد چون توی چیزی امتحانمون می کنه که نقطه ضعفمونه.نه به خاطر اینکه از امتحانش سربلند بیرون نیایم نه چون باید تو این فرصت زندگی کامل بشیم.
پاسخ خودم : دقیقا
خوشم میاد از مدل خدا
خیلی خدای باحالیه
جمعه 29 بهمن 1389 11:14 ب.ظ
خیلی زیبا بود.از اینکه همکلاس هایی مثل تو دارم خوشحالم.
پاسخ خودم : ممنون
تو اسمت را ننوشتی
اشکان
جمعه 29 بهمن 1389 10:23 ب.ظ
سلام . اگر مایل به تبادل لینک هستید ما را با نام راه امید لینک کنید و به ما خبر دهید
ممنون
پاسخ خودم : سلام
چشم
اقا اشکان شما یه نگاهی هم به متن مینداختی و نظرت را میگفتی هم خوب بودا
فرشته ت
جمعه 29 بهمن 1389 09:15 ب.ظ
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد


در کودکی خوانده بودیم ” آن مرد درباران آمد”؛ غافل ازاینکه تا آن مردنیاید، باران نمی بارد...
پاسخ خودم : قشنگ بود مرسی
کاوه
جمعه 29 بهمن 1389 06:11 ب.ظ
متن قشنگیه، بهش میاد مال شریعتی باشه، نه؟ اگه هم مال خودتونه خیلی متاثر از نوشته ها و حرفای شریعتیه.
پاسخ خودم : نخیر!مال خودمه!خوبه قبلا داده بودم بخونید!گفته بودم مال خودمه!
من متن های شریعتی را خیلی نخوندم و اشنایی ندارم ولی شاید اره متاثر از همون تیکه ها کوچیکه ی که از متون دکتر خوندم
یه کوفی
جمعه 29 بهمن 1389 04:17 ب.ظ
پاسخ خودم : :D
2ta paseni
جمعه 29 بهمن 1389 04:03 ب.ظ
Aali bood vaghean hamine!saresha ba besmel miborand! Ama chera???chera mardom ba gozasht1400sal bazam nemifahmand????va defae az zolm mikonan????
پاسخ خودم : چون ظلم را تو پوسته ی رنگا وا رنگ میپیچونن و مردم ما یاد گرفتن از عمق بترسن
یادشون دادن ترسیدن از رد شدن از پوسته را
تا وقتی این ترس هست جهل هست
تا وقتس جهل هست ظلم هست
و تا وقتی این جهل امیخته به ظلم هست،مهدی نیاد بهتره
حاج حسین تهی
جمعه 29 بهمن 1389 03:37 ب.ظ
سلام
گل گفتی.بسیار زیبا بود.
پاسخ خودم : به
سلام علیکم و رحمه الله
چطوری حاجی؟
یه متن بلند بالا دیشب نوشتم برات بذارم وبت
حالا میام میذارم
marsa
جمعه 29 بهمن 1389 02:01 ب.ظ
عالی بود.....به دلم نشست خااانوم
پاسخ خودم : مرسی گلم:*
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox