تبلیغات
بگید بباره باروون - چند قدم تا ربات شدن!
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

چند قدم تا ربات شدن!

نوشته شده توسط :خودم
چهارشنبه 14 دی 1390-04:48 ق.ظ

نمیدونم خوبه یا بد ولی میدونم یه چیزیم شده!
هیچ احساسی ندارم!نه ناراحت میشم نه خوشحال !نه نفرت حس میکنم نه عشق !نه درد نه هیجان! نه از کسی و چیزی خوشم میاد نه بدم میاد!اصلا برام فرقی نداره کی هست کی نیست!چه اتفاقی میافته!کی چی میگه و...
هیچ اهنگی هم حس نمیده! اهنگ یه حلقه طلایی معین برام با اهنگ تو که نیستی سیامک عباسی فرق نداره!!!جفتش حسش مشابه!!!

یه حالت خاصیه که تا حالا تجربه اش نکردم!
کسی تا حالا این حس را داشته؟!!پیشنهادی ندارید؟!
اصلا نمیتونم تشخیص بدم دلم دقیقا چی میخواد!در واقع اصلا دلم چیزی نمیخواد!!!

اخه این دیگه چیه؟!پناه بر خدا
پیشنهاد بدین چیکار کنم دوباره احساس پیدا کنم!این مدلی پیش برم عملا تبدیل به ربات میشم تا چند وقت دیگه



نظرات() 


How can you heal an Achilles tendonitis fast?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:29 ق.ظ
Thanks for sharing such a pleasant thinking, post is nice, thats why i have read it fully
What is leg length discrepancy?
سه شنبه 14 شهریور 1396 11:44 ب.ظ
Hello, i feel that i noticed you visited my website thus i came to return the desire?.I
am trying to find issues to improve my web site!I assume its ok to make use of a few of your concepts!!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 02:01 ب.ظ
Good day! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would
be ok. I'm undoubtedly enjoying your blog and look forward to new posts.
زهرا
جمعه 23 دی 1390 05:54 ب.ظ
منم گاهی اوقات اینجوری میشم!
فكر كنم خاصیت دنیای امروزه!
خدا به دادمون برسه!
پاسخ خودم : اوهوم
اگه خدا بتونه نجاتمون بده
سید
دوشنبه 19 دی 1390 11:18 ق.ظ
سلام
من لینکتون کردم
شما هم منو با اسمه خبرگزاری سبز لینک کنید
پاسخ خودم : سلام
نظر گذاشتم وبلاگتون
سلام
جمعه 16 دی 1390 12:23 ق.ظ
احتمالا بعضی وقتها این بی تفاوت شدن برای آدما اتفاق میفته برای اینکه بفهمیم مثل اینکه اصل قضیه جای دیگه ایه ، حس کردن خوشحالی ، ناراحتی ، دوست داشتن و حس و حال نیاز تغییر دادن نگاهمون داره .
برای من که خیلی این اتفاق افتاده . این جور وقتا خیلی دلتنگ میشم
پاسخ خودم : خیلی نفهمیدم حرفت را یه ذره بیشتر توضیح بده لطفا
پنجشنبه 15 دی 1390 08:16 ب.ظ
آ آ آ آ آ ......... ِییییییییی خدا !!!!




















دستمو بگیر
پاسخ خودم : آیییییییییییییییییییییییییییی خدا





دستشو بگیر
دست ما را هم بگیر
خاموش
پنجشنبه 15 دی 1390 06:57 ب.ظ
خاموش!

دل بیقرار خاموش!

ذهن پرسشگر خاموش!

دل مردد، خاموش!

جسم خسته، خاموش

مغلوب مانده ساکت!

همه ساکت!

تا کی ؟ تا ........!!!!

حرف نزن!

مدارا کن ! خاموش!

دلم میخواهد که دلم چیزی بخواهد...

به خیال خودم دل به خدا داده ام ولی نمی دانم چرا این روزها حس می کنم تحبس الدعا شده ام...
پاسخ خودم : نه بابا تحبس الدعا دیگه چیه
خدا تازگی با صدات حال میکنه دوست داره بیشتر صداش بزنی
د اخه بشر جماعت اگه کارش راه بیفته یادش میره کی اونا به اینجا رسونده ، خدا وقتی دلش نمیخواد زود ول کنیم بریم یه ذره کارمون را طول میده تا بیشتر باهاش وقت بگذرونیم;)
be sure
غصه هم نخور
متن هم قشنگ بود مرسی
پنجشنبه 15 دی 1390 03:06 ب.ظ
فراموشش کن.
پاسخ خودم : چی را؟ربات شدن را؟:D
سجاد
چهارشنبه 14 دی 1390 11:23 ب.ظ
پناه بر خدا
ما دختر عمه ربات کم داشتیم که اونم پیدا کردیم.!!!
خدا همه ی ربات ها را شفا بده
پاسخ خودم : :))
خب حالا بذار دختر عمه رباتی هم تجربه کنی:P
مث...
چهارشنبه 14 دی 1390 05:25 ب.ظ
خوبی الان؟!!سلام
به پست قبلیت دیر رسیدم
آی گفتی فریبا
ولی من دارم دلمو زمین میزنم اخه میگن ادمو به بیراهه میبره
ولی خدایی زمین زدنش خیلیییییی سخته خیلیییییییییییییییی
میخوام به یه جایی برسم كه عقل و دلم یه صدا شن اونوقت خودمو میدم دست دل هر كار خواست بكنه ولی الن مهارش كردم
فقط عقل فقط!!!(جون خودم!)

ولی تو ظاهرا عقل و دلتو انداختی به جون هم!فك كنم هر2تاشونو كشتی واسه همین داری ربات(ط؟)میشی
پاسخ خودم : سلام
اره خوبیش که خوبم فقط هیچ احساسی ندارم:D
بعضی وقتها دل بهتره عقله،اینا هیچ وقت فراموش نکن
من پس زمینه تصمیم دلمه بعد با عقل برسیش میکنم اگه عقل تونست قبول کنه که فبها اگه نه میافتن به جون هم و دیگه دسته خداست کدووم پیروز بشن
بذار برات نمونه مثال بزنم!
وبلاگ دکتر 88
وبلاگ اینجا
نمایندگیم
مباحثه ام
بخشیدن خیلی ها
و...
به نظرت عقل اینا را قبول میکنه؟!!!
عمرا!!اینجاها دلم پیروز بوده وگرنه من از اینام که عقلم میگه سرت را بنداز پائین فقط به فکر زندگی خودت باش،کاری را بکن که برات سود داشته باشه نه اینکه سود که نداره هیچ ضررم داشته باشه
صاف زدی وسط خال
دقیقا همین بود که گفتی
بیچاره دلم!بیچاره عقلم!بیچاره خودم!
ربات
چهارشنبه 14 دی 1390 04:26 ب.ظ
منم همین طوریم.این قدر احساساتمو سرکوب کردم که این شدم.مثل یه ربات الان زندگی میکنم.خودمم به این حس و حال راضیم.چون من اینقدر احساساتی بودم که ضربه میخوردم.از وقتی ربات شدم اعصابم راحته.
البته فکر کنم این حالت تو مقطعیه. درست میشه.اما من فکر کنم یک سال یا بیشتره که این طوریم.
پاسخ خودم : منم ذاتم خیلی احساسی بود
خیلی چیزها برام مهم بود
خیلی اذیت شدم سر همین احساساتی بون مخصوصا در این دو سال که اومدم یونی و فعالیت کردم
منم اول اومدم بکشم کنار،یه تعدادی از دوستام گفتن نکش کنار !!!!وایسا !زندگی جایی نیست که هی بخوای بکشی کنار!راستم گفتن،منم گفتم خب می مونم ولی چون سخت بود مجبور شدم بزنم کلیه احساساتم را دیلیت کنم اونم با شیفت!
امیدوارم مقطعی باشه!چون حس میکنم اگه این مدلی پیش برم برای اینده ام ضرر داره
چهارشنبه 14 دی 1390 02:48 ب.ظ
یه کافه ی قدیمی ، مسافرای تنها

یه شب از اون شبا که نمی رسه به فردا

دور یه میز کهنه ، آدمای دوباره

صندلیای بی رنگ ، هوای پاره پاره

بگو کجای این راه مسیر جاده خط خورد

کدوم بهونه ی تلخ تو رو به جاده ها برد؟

آدمای دوباره منو به قصه بردن

قلیونای قدیمی آرزوهای مرده ن

مسافر جدایی هوای کافه بسته س

نبودنت دلیل ترانه های خسته س
پاسخ خودم : قشنگ بود
مرسی
شیوا.ط
چهارشنبه 14 دی 1390 12:55 ب.ظ
یه تسته سلامت آمیگدال بده خوب!
پاسخ خودم : باید بدم!جدی تست سلامتی امیگدالم هست مگه؟:D
فکر میکردم لیمبیک مال احساساته!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox