تبلیغات
بگید بباره باروون - اعتراف...
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

اعتراف...

نوشته شده توسط :خودم
سه شنبه 8 شهریور 1390-02:43 ب.ظ

سلام

خوبین؟

اخیش ماه رمضونم داره تموم میشه

ماه رمضون ها را دوست دارم ولی امسال که تو تابستون بود و خواب شب هام را ناجور ریخت به هم یه حالی بود...

یه شب پارسال تا صبح متن نوشتم،یه متن خیلی قشنگ،خیلی دوستش دارم،البته قابلیت انتشار نداره،امسال یادم بهش افتاد هر شب میگفتم پارسال شبی مثل این بود که این متن را نوشتم...(چه ربطی داشت این وسط؟!)

شاید تو وبم مشخص نبود !شاید از استاتوس هام هم مشخص نبود!!شایدم بود!ولی خیلی بهم ریخته بودم

3 روز برای خودم تو اتاقم اعتکاف گرفتم خیلی اعتکاف دیدنی بود!!تمام فیلم هام را دیدم!نت اومدم!پارک رفتم!یه روزشم مهمون داشتیم!کلی هم اهنگ (از این دیمبل و دیمبو ها :پی) گوش دادم! اعتکافی بودا!جاتون خالی

ولی خوب بود

بعد از کلی وقت سعی کردم اعتراف کنم!

یکی نوشته بود یه چیزهایی هست ادم نمیخواد بقیه در موردش بدونن!اما هیچی بدتر از اون چیزهایی نیست که ادم دوست نداره حتی خودشم بدونه!!

سعی کردم ببینم چه چیزهایی تو دلم هست که خودم خبر ندارم یا سعی کردم نادیده بگیرم!

اقا حیف نمیشه اینجا نوشت ولی خیلی جالب بود!!!

از میخ های کشتی نوح میتونستی تو دلم پیدا کنی تا ...!!!!

چقدر شلوغ پولوغ بود!

به یه چیزهای خفنی پی بردم

اعتراف با تمام سختی هاش خیلی چیزها را برای ادم ساده تر میکنه

زندگی قشنگ تر میشه

به چیزی پی بردم که چندین ماه خیلی قشنگ روش را ماله کشی میکردم!بهش اعتراف کردم!دیدم چه موضوع عظیم و فخیمی هم روش ماله کشی میکردم!!!!چه قدرت ها که ادم ها ندارن

قدرت ماله کشی یکی از اون قدرت های جالب انسانه!

کاش به جا ماله کشی همون روز اول قبول میکردم بهش اعتراف کنم،اون وقت نمیتونست اینقدر عمیق ریشه بدوونه!ریشه هایی که دیگه کاریش نمیشه کرد

هیچی بدتر از تقابل دل و عقل نیست!و هیچی بدتر از این نیست که به خاطر عقلت رو دلت ماله بکشی !دل قدرتش بیشتر این حرفاست!مثل موریانه از تو عمل میکنه و یه روزی سر می افتی جایی که وایسادی صرفا یه سرابه که خیلی برای وارد عمل شدن عقل دیره

چند وقت پیش با یکی که تو روش رو دربایستی داشتم بحثم شد!یعنی کاری کرد که خیلی بهم بخورد،اول سعی کردم به رو خودم نیارم به دستور عقل!ولی دیدم نمیشه،دلم دیگه جا نداشت !!!دیگه ظرفیتش تکمیله!دلم گفت حرفت را بزن!منم زدم!خیلی راحت کل حرفم را زدم!طرف خیلی جا خورد!خودم هم جا خوردم!!!!!!!!!!!!!! ولی خیلی دوست داشتم این مدل را

کاش کل عمرم همین طور رفتار میکردم

اون موقع چقدر الان خوب بود.نه؟

اون موقع الان این همه مسئله کوچیک و بزرگ زیر ماله کشی های دلم نبود

کاش اون موقع هایی که دلم میگفت داد بزن سر طرف و عقلم میگفت سکوت کن داد زده بودم

الان این همه بغض خفه شده تو دلم نبود،بغض هایی که بوی نفرت گرفته!

بغض هایی که باعث شده از ادم جماعت بیزار باشم!

بغض هایی که باعث شده هیچی را به اندازه تنهایی دوست نداشته باشم،اونم کی؟یکی مثل من!

مسبب هاش لایق نفرت اند نه؟

بدم میاد از کسی نفرت داشته باشم ! دلم میخواد ببخشم ولی انگار شدنی نیست!همون ریشه های لعنتی!!

بدیش وقتی بیشتر میشه که تو اوج لحظات خوبی که با طرف داری ،وقتی بعد از گذشت ماه ها و هفته ها از اون دلخوری ها،داری با طرف میخندی،با یه حرکت کوچیک یادت به تموم اون زشتی ها میافته وسکوتی که کردی و دردی که کشیدی و... و تو دلت با تمام وجود میگی برو بمیر...

 

 

تو را خدا بگید بباره باروون...

 





نظرات() 


Can stretching help you grow taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:29 ب.ظ
I think this is one of the most important information for
me. And i am glad reading your article. But wanna remark on few
general things, The web site style is great, the articles is really excellent : D.
Good job, cheers
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 05:15 ب.ظ
Paragraph writing is also a excitement, if you be acquainted with
afterward you can write if not it is difficult to
write.
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 09:37 ق.ظ
Hi there, You've done an incredible job. I will definitely digg it and personally
recommend to my friends. I am sure they'll be benefited from this web site.
م . ن
شنبه 2 مهر 1390 03:10 ب.ظ
می دونی فریبا
یاد وقتیایی می افتم که خاطزه ای ، کاری ، انفاقی ، حرفی ، می آد تو ذهنم و انقدر بهم احساس بد (یه جورایی پشیمونی یا انکار یا فرار از این فکر) دست میده که ممکنه حتی سرم را تکون بدم و بلند به خودم چند بار بگم خفه شو! تا فراموشش کنم . خودمو بزنم به اون راه . که از فکرش اسیب نبینم. داشتن این جور حس های حل نشده آزار دهندست.
پاسخ خودم : خب مینویسی ناقلا
قشنگ حست را تو متن منتقل میکنی
منم این مدلی میشم
م . ن
شنبه 2 مهر 1390 03:03 ب.ظ
این جمله رو لایک
«قدرت ماله کشی یکی از اون قدرت های جالب انسانه»
پاسخ خودم : اره
خودمم خیلی باهاش حال کردم:P
مرضیه
جمعه 18 شهریور 1390 06:06 ب.ظ
چقدر خوب بود اگه همه همیشه همین جوری رفتار میکردن چه آرمانشهری میشد اون موقع!
پاسخ خودم : اره دقیقا
@ نظر خصوصی
چهارشنبه 9 شهریور 1390 06:38 ب.ظ
خیلی جالبه که بدون اسم نظر میذاری میخوای امار یه بی اسم دیگه را بگیری!
حداقل خودت را معرفی میکردی تا جواب بدم!
کاوه
سه شنبه 8 شهریور 1390 11:20 ب.ظ
یادم رفت بگم: عیدتون مبارک.
پاسخ خودم : عید شما هم مبارک
کاوه
سه شنبه 8 شهریور 1390 11:19 ب.ظ
بازم دلنوشته...
پاسخ خودم : اوهوم
یه آشنا
سه شنبه 8 شهریور 1390 07:43 ب.ظ
سلام
چه پست شلوغی بود!!!!(به قول خودتون از میخ کشتی نوح تا... یا به عبارتی از شیر آدمیزاد تا جون مرغ
توش بود!!!
ماه رمضون هم امسال زیادی مهمون خدا بودیم!!!!! دیگه باید برگردیم خونه!!! ولی کلا حس وحال خوبی داره ماه رمضون.
به دلیل کامل نبودن اعترافات، بررسی پرونده ی شما به پست دیگری موکول میگردد!!!!!!!!

پاسخ خودم : سلام
همین به خدا
دفعه بعدی ایشالا تکمیل میکنیم پرونده را
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox