تبلیغات
بگید بباره باروون - طرح سر شماری مخاطبین
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

طرح سر شماری مخاطبین

نوشته شده توسط :خودم
شنبه 15 مرداد 1390-11:01 ب.ظ

سلام
کسی هست اینجا؟دیگه واقعا نگرانتون شدم،دوستان عزیز هر کدووم هستین یه ندا بدین!چرا هیچ کی نیست؟نکنه دیگه وبم را دوست ندارید؟
واقعاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟



نظرات() 


What is a heel lift?
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:21 ق.ظ
Hello to every one, it's in fact a good for me to go to see this site, it
includes important Information.
How long do you grow during puberty?
سه شنبه 31 مرداد 1396 09:10 ق.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd most certainly donate
to this brilliant blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and adding
your RSS feed to my Google account. I look forward to new updates and will share this website with my Facebook group.
Talk soon!
manicure
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 12:05 ب.ظ
Hi, i think that i saw you visited my weblog so i came to “return the favor”.I'm trying to find things to improve my website!I suppose
its ok to use some of your ideas!!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:52 ق.ظ
This piece of writing will help the internet people
for setting up new blog or even a weblog from start to end.
سجاد
سه شنبه 18 مرداد 1390 11:19 ب.ظ
سلام
دانشجو ها
دانشجوهاااااااااااااااااااااااااااا
حتما لینک زیر را ببینند.و کیف کنن
پاسخ خودم : سلام
حال شما؟
افتاب از کدووم طرف در اومدی اینورا میای؟
سلام
سه شنبه 18 مرداد 1390 09:45 ق.ظ
منم هستم
پاسخ خودم : شما همون سلام قبلنا هستید که من میدونم کیه و با اسم مستعار میاد یا ناشناسید با اسم مستعار میاین؟
یه آشنا
سه شنبه 18 مرداد 1390 03:45 ق.ظ
منم هستم. اینم زنبیلم!!
خوب تا حالا این سرشماری تون چه نتایجی رو در بر داشته؟؟؟ اعلام کنید!!
پاسخ خودم : خوبه
خوشحال شدم
دوستان هستن
رهگذر
دوشنبه 17 مرداد 1390 06:52 ب.ظ
سلام،
منم که دیگه هستم همیشه.
راستی داستانتوخوندم.خیلی باخال ساراهه دلداری می داد.می گفت که حمیدو هنوز دوستش داری خاک توسرت!!!!!!!.
ولی داستانت خوب بود.تومیتونی.


بدرود
پاسخ خودم : سلام
مرسی
من شخصیت سارای داستانم را دوست داشتم
واقعاااااااااااااا؟
مرسی
M.Nazari
دوشنبه 17 مرداد 1390 05:54 ب.ظ
سلام
من همیشه سر میزنم
الانم دارم داستانو میخونم.
کامل که شد میگم نظرم چیه.
تا اینجاش تنها ضعفش اینه که خیلی بد و بیراه دارهههههههه ! :)
پاسخ خودم : سلام
ممنون
هنوز کامل نشده ؟؟؟الان 12 و 3 دقیقه نصفه شبه!7 ساعت گذشته !
من معذرت میخوام
زهرا
دوشنبه 17 مرداد 1390 02:46 ب.ظ

من هم که هستم هنوز!
(و همیشه!)
پاسخ خودم : عزیزمی
مائده
دوشنبه 17 مرداد 1390 01:09 ب.ظ
منم آره
پاسخ خودم : دست گلت درد نکنه
مائده
دوشنبه 17 مرداد 1390 01:09 ب.ظ
منم آره
123
دوشنبه 17 مرداد 1390 12:43 ق.ظ
سلام علیکم
یاااااااااااااااااااااااااالله
منم هستم
نمیدونم چرا این ماه رمضون اینقده بیحالم کرده
گاهی میام سر میزنم ولی حس وحال نظر دادن نیس
خوشدون باشه
پاسخ خودم : و علیکم السلام و رحمه الله
به سلامتی
اقا التماس دعا
حق دارید!کی حال داره!لامصب خیلی طولانیه!
به همین گه گاهی ها هم دلمون خوش خواهد بود
به همچنین!
خوشدون باشه را از لهجه فکر کنم!!!خمینی شهری شنیده بودم!مال کجاست این که شما گفتن؟
12
دوشنبه 17 مرداد 1390 12:43 ق.ظ
سلام علیکم
یاااااااااااااااااااااااااالله
منم هستم
نمیدونم چرا این ماه رمضون اینقده بیحالم کرده
گاهی میام سر میزنم ولی حس وحال نظر دادن نیس
خوشدون باشه
ساربان
یکشنبه 16 مرداد 1390 07:34 ب.ظ
hazer
پاسخ خودم : این اسماتون من را کشته ،ساربان و مهریان و رهگذر و 123 و مث تو،مث اون =))
مرسی
مهربان
یکشنبه 16 مرداد 1390 07:28 ب.ظ
سلام
منم هستم ولی خداییش زبون روزه(تف تو ریا)!! حس خوندن داستانتو نداشتم!
موفق باشی



پاسخ خودم : سلام
حق میدم
ممنون،شما همین طور
TOoba
یکشنبه 16 مرداد 1390 06:13 ب.ظ
haaaaaazer
پاسخ خودم : :*
عزیزمی
مث تو!
یکشنبه 16 مرداد 1390 05:16 ب.ظ
اه دوباره یادم رفت اسم بنویسم!!!
پاسخ خودم : طوری نیست ،غصه نخور
یکشنبه 16 مرداد 1390 05:15 ب.ظ
سلام خوبی؟
همین من وتو كه هستیم بسه
ناراحت نشیا داستانت خیلییییی بی مزه بود قشنگ پیداس روزه بودی نوشتی!
اخه ببین مخاطبای تو همین ماهاییم هم سن وسالای خودت دیگه كسی از این داستانای به قول طوبی پر از نصیحت خوشش نمیاد
مهم نیست املای نانوشته غلط نداره
همچنان با انرژی بنویس من پشتتم!!
پاسخ خودم : سلام
داستانا من اساسا پر از نصیحته!حالا این کوتاه بود نصیحتاش مستقیم بود!داستان بلند نصیحت را توی کلی جمله مخفی میکنه!
خودمم دوستش نداشتم!
اصلا من نمیدونم چرا باید برای زدن حرفم داستان بنویسم!عین بچه ادم حرفام را رک و راست میزنم!بهتره..نیست؟
واقعاااااااااااااااااا؟
دست گلت درد نکنه
فرشته
یکشنبه 16 مرداد 1390 01:52 ب.ظ
سلام
منم بشمار!
شمردی؟؟؟
من وبتو میخونم بعضی وقت ها نظر میدم بعضی وقتها هم حس نظر دادن ندارم
پاسخ خودم : سلام شمردم
:D
بر اساس حست رفتار کن تا لذت ببری:P
S-H
یکشنبه 16 مرداد 1390 10:19 ق.ظ
haaazer
پاسخ خودم : :D
رونیک
یکشنبه 16 مرداد 1390 02:30 ق.ظ
هر شخص ی مخاطب رو واسه خودش یک جور تعریف می کنه ...

اول مشخص کن منظورت از مخاطب چیه ...:::

کسی که فقط وبلاگت رو می خونه و نظر می زاره تا بری وبلاگش ...

یا کسی که دوست داره و می خونه ...
یا کسی که یک بار ه رد می شه و می خونه ...
یا کسی که اصلا نمی خونه فقط نظر می زاره بنا به جهاتی ...
یا شخصی که با گوگل ریدر وبلاگ شما رو دنبال می کنه !

امکان داره وب ی باشه ...
با روزا نه هزار بازدید از گوگل ...
اما نویسنده وب از وبلاگش راضی نباشه ...
چون خواننده هاش فقط یک بار می یا ن و می رن !!!!


اما یک وب دیگه باشه ...
با یک خواننده اما نویسنده ...
به همون یک خواننده هم افتخار کن ه ...
و واسش دل گرمی باشه...
پاسخ خودم : مخاطب را کسی تعریف میکنم که وبم را دوست داشته باشه و بخونه،تا هم از یه چیزی خوشش نیاد بگه بهم!یعنی اینجا را از خودش بدونه،وقتی دوست نداره بگه نکن این کار را!
حرفت را قبول دارم
خیلی از مخاطب های قبلیم از وقتی وب را بستم و دوباره باز کردم دیگه نیستن.:(
مهربان،123، دو تا پائینی و...
negar
شنبه 15 مرداد 1390 11:38 ب.ظ
salam faribaye gol:* .
man hastam.montaha nazar dige nemizaram:)...
پاسخ خودم : سلام
چرا پس؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox