تبلیغات
بگید بباره باروون - برم سمت قلمم؟؟
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

برم سمت قلمم؟؟

نوشته شده توسط :خودم
سه شنبه 4 مرداد 1390-02:23 ق.ظ

سلام
اگه گفتی چرا دیگه پست نمیذارم؟
اگه گفتی چرا داستان نمینویسم؟
چرا ...
میترسم
شدم عین آتیش زیر خاکستر ،با یه فوت گر میگیرم!اینکه چقدر میتونم آتیش بسوزونم را نمیدونم!ولی میدونم ممکنه دامن گیر خودم و بعضیا دیگه شه

میترسم توی داستان و شعر و نوشته هام رد پا به جا بذارم
میترسم
سکوتم علامت خاموش شدن نیست!سکوتم ترس از گر گرفتنه!

با تمام وجود دلم میخواد دست به قلم ببرم ولی میترسم!واقعا نمیدونم قلمم ،من را کجا میبره!
دو سه بار سعی کردم بنویسم!خیلی ناجور شد!متنام را قایم کردم کسی نخونه!!!!!!!!!!:D

بعضی وقتها ادم قلم را دنبال خودش میکشونه،اون موقع ها،مخاطب میتونه با متن ارتباط برقرار کنه
اما وقتی تو دنبال قلم باشی!!!!قلم جاهایی میره که بعضا نباید بره!بعضی وقتها اون چیزی که حتی میترسی بهش فکرم بکنی را برات میاره رو کاغذ و بهت زدت میکنه!
مخصوصا تو داستانام خیلی از این اتفاقا می افتاد!
من کلی داستان دارم که نزدم اینجا:D

به نظرتون برم سمت قلمم؟یا بازم دووم بیارم؟




نظرات() 


What is the Ilizarov method?
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:29 ق.ظ
This piece of writing will assist the internet users for creating new web site or
even a blog from start to end.
Can you stretch to get taller?
سه شنبه 31 مرداد 1396 09:16 ق.ظ
This information is worth everyone's attention.
When can I find out more?
manicure
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 03:42 ب.ظ
Usually I do not read article on blogs, but I would like
to say that this write-up very compelled me to take a look at and do it!
Your writing taste has been amazed me. Thanks, very nice article.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 08:15 ب.ظ
Hello! Do you know if they make any plugins to help with SEO?

I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very
good results. If you know of any please share.
Many thanks!
زهرا
چهارشنبه 12 مرداد 1390 07:32 ب.ظ
به این توجه داشته باش كه قلمت رو كی میرونه!
اگه مخواهی دنبالش بری حواست به رانندش باشه
التماس دعا
پاسخ خودم : مرسی
محتاجیم به دعا
ساربان
چهارشنبه 12 مرداد 1390 10:30 ق.ظ
سلام
کجایی؟؟
وبو عملا تعطیلش کردیا!!!






پاسخ خودم : سلام
همین دور و برا
داستان نوشتم!انتشار نمیدم:D
میخوام عشق عاشقی اینا نباشه چون حرفام را در این مورد زدم!
در مورد خدا هم حرفام را زدم!
خیلی دلم میخوام انتقادی اجتماعی بنویسم ولی میترسم دردسر شه!
ببینم میشه موضوع درست حسابی پیدا کرد یا نه!
TOoba
یکشنبه 9 مرداد 1390 10:22 ب.ظ
mnm mikham benevisam saniye i tmarkozam pishe khodam nis ke
hamash dari vari mifeshanad
cheraaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa khob!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
yaniiiiiiiiiiiiiiiiiiichiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
yeki biyad mokho mokhchamo beham beduzeeeee mn moshkele havas drrm


u dah saat poshte sare ham minevisi mn 10 saniye nemitunm be ye chize sabet fk knm
پاسخ خودم : :D
بیا خودم برات بدوزمش
TOoba
یکشنبه 9 مرداد 1390 01:16 ب.ظ
moshkelam mage hal mishe???
nemisheeeee???
hardo gozineeeeeeee ?????? hichkodaaam/???
baghiyeye mavarede zekr nashodeeeeee????

میدونین بعضی وقتا مششششششششکلاتی پیدا میشه که پا رو از ادم در میاره
eeeeeeeeee E eva hahaha
bebakhshid daro az pa darmiyare
doros gftaaaaaaaaam????
ee ahaan drnemiyaree?
daresh miyaraaaaaan?
dar bia niiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiis????
hahahahahaha
پاسخ خودم : EEEE
پس نصف آتیش اونورم زیر سر توئه؟
چطوری دختر؟
rhl
یکشنبه 9 مرداد 1390 01:08 ب.ظ
اول که ماه رمضونت مبارک
دوم اینکه ببین فینگلیش ننوشتم میتونی حدس بزنی کجام
سوم اینکه دارم میرم مشهد حلال کن
جهارم اینکه توننویسی کی بنویسه باور داشته باش که نظرهای نابت رو باید بنویسی که ....
÷نجم بعد مشهد ایشالا نبینم این ÷ست تکراری رو ها
ششم به وبم سر نزدی جای نظرات تو خیلی از این ÷ستهای
اخرم خالیه
پاسخ خودم : اول که ماه رمضون تو هم مبارک
دوم ایول
سوم خیلی دعام کن محتاجم
چهارم مرسی تو لطف داری،دیشب یه داستان نوشتم،نمیدونم منتشر کنم یا نه ولی نوشتم
پنجم ایشالا
ششم شرمنده، نت خیلی نمیام!یعنی میام ولی تو پیچ ها خودمم،جایی نمیرم!
مرضیه
شنبه 8 مرداد 1390 05:37 ب.ظ
عزیزمی
خبرت میکنم
پاسخ خودم : منتظرم:*
مهربان
شنبه 8 مرداد 1390 01:55 ب.ظ
سلام
برو
قلم خیلی مسیرا رو واسه آدم باز میکنه...
پاسخ خودم : سلام
ایشالا با شروع ماه مبارک و تعطیل شدن بنده!استارت میزنم
شنبه 8 مرداد 1390 12:39 ق.ظ
هم درد نیستیم
من از جای دیگه ای مینالم!!!!!!!
:(((((((((((
پاسخ خودم : خب پ هیچی
امیدوارم حل شه مشکل
فائقه
جمعه 7 مرداد 1390 06:16 ب.ظ
سلام فریباجون گل.چطوری رفیق؟خوبی!خودت شایدفک کنی نیستی,ولی اینی که هس خوبه!(چیزی فمیدی به منم بگو )
نمیدونم فریبا ولی بعضی آدما بانوشتن خالی میشن.یا به بیان عمیق تر پر میشن.اگه توازاونایی بنویس.مام آبروداری میکنیم به رو خودمون نمیاریم
پاسخ خودم : سلام عزیزم
چطوریا؟؟؟خوبی؟
ادرس وبت را میذاشتی خب
من عمیق تر میشم!
دمت گرم ابرو داری میکنی من تو را نداشتم چه میکردم
جمعه 7 مرداد 1390 12:42 ق.ظ
ااااااااااااااایییییییییییییی خداااااااااااااااااااااا
این چه وضعیهههههههههههه تو دنیااااااااااااااااااااااا
پاسخ خودم : دقیقا با کدووم وضع موجود در دنیا مشکل داری؟
بگو ببینم هم دردیم یا نه
بگو رفیق،بگو خالی شی
جمعه 7 مرداد 1390 12:16 ق.ظ
عاشق یکی که دیگه عاشقت نیست
پاسخ خودم : هان؟!
TOoba
پنجشنبه 6 مرداد 1390 08:34 ب.ظ
mn boodam in bandeye khodaye gij shode
پاسخ خودم : چیز خاص نبود!ذهنت را درگیر نکن:P
پنجشنبه 6 مرداد 1390 08:33 ب.ظ
mn ke nafahmidam chi gfti rastesh
age dastanatam in juriye nazari behtare mn az khodam nao mid misham khob..............
yani chi ke melato injuri gij mikoniiii vah vah
پاسخ خودم : بیخیال:D
مشکل درس تنه حل شد؟
پنجشنبه 6 مرداد 1390 06:55 ب.ظ
مامان بزرگ پس کی برامون قصه میگی؟!
پاسخ خودم : با شروع ماه رمضون شروع میکنم نوشتن را تا یکشنبه ام پره
بدی نوشتن اینه که همیشه نوشته هام بوی یه نفر خاص را میده که من دوست ندارم بهش فکر کنم!ولی اصلا قلم کاغذ من را یاد طرف میندازه!
رهگذر
پنجشنبه 6 مرداد 1390 12:49 ب.ظ
چرا مایرانیها انقدر گرفته ایم؟؟؟؟
پاسخ خودم : واقعا ها!عادت داریم غصه بخوریم!
کاوه
پنجشنبه 6 مرداد 1390 01:32 ق.ظ
سلام
تا ننویسید نمیتونید بنویسید!
همین!
پاسخ خودم : سلام
قبول دارم
مرضیه
چهارشنبه 5 مرداد 1390 12:56 ب.ظ
اون جاهایی که قلم اختیار آدمو میگیره تو دستش باید برای خود آدم بمونه میشه یه راز بین خودتو قلمت نمیشه کس دیگه ای بدونه نباید بدونه
منتظر داستانات هستم اما وقتی اختیار قلمتو دست گرفتی
اما برای خودت بنویس نوشتن آرومت میکنه یه جورایی خود نوشتن آرامش میده
پاسخ خودم : وقتی شروع به نوشتن میکنم گم میشم تو هجوم مطالب
باورت میشه؟
دارم فرار میکنم؟
از همه چی
مخصوصا خاطراتم!خاطرات نزدیک و دور!
کی وقت داری ببینمت؟یه قرار بذار بریم بیرون
marsa
چهارشنبه 5 مرداد 1390 09:46 ق.ظ
فریباااااااااااا؟؟؟؟؟
آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو هم حتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ خودم : :D
اثرات همنشینی با شماست:P
سه شنبه 4 مرداد 1390 10:33 ب.ظ
واقعی باشه جذابیتش بیشتره
از اون داستانای توپ دوستات برامون بگو تا تو شروع کنی اونام داستانشون به پایان میرسه به خوبی و خوشی همه چی تموم میشه
پاسخ خودم : کاش به خوبی و خوشی تموم شه!
فکر نکنم به این زودیا تموم شه!
سه شنبه 4 مرداد 1390 06:54 ب.ظ
داستان بنویس بر اساس واقعیت باشه بهتره چون از تجربه بقیه میتونیم استفاده کنیم
پاسخ خودم : اقا واقعیت اذیت میکنه
بعضا شبیه بعضیا در میاد بعد به ادم گیر میدن که چرا!
خیلی داستان توپ از دوستام خبر دارم ولی بدیش اینه که هنوز به پایان نرسیده!
رهگذر
سه شنبه 4 مرداد 1390 05:07 ب.ظ
سلام
توبرای نوشتن داستان خوب به آرامش نیازداری.بعدش هم برای نوشتن یک نوشته ی خوب باید به دنبال قلمت بروی.وبعدش هم ادامه ی نوشته ی خودتو برای فردا یا حتی یک ساعت دیگه هم نگذار زیرا یک ساعت بعد رشته ی کلامت را ازدست خواهی داد.(راستی هروقت که حس داشتی داستان بنویس نه هروقت که می خوای)
پاسخ خودم : سلام
درست میگی ولی خودتم گفتی،اول ارامش بعد دنبال قلم رفتن!الان اگه دنبال قلمم برم ناجور میشه!
اصولا به فردا موکول نمیکنم مثلا حسش باشه تا 6 صبح میشینم مینویسم!گاهی شده 10 ساعت یه بند بنویسم
کیف داره خدائیش
این جمله اخرتم خوب بود
کلا مرسی
سه شنبه 4 مرداد 1390 02:36 ب.ظ
جدا؟؟؟
پاسخ خودم : اوهوم
سه شنبه 4 مرداد 1390 12:35 ب.ظ
برو اما خیلی مختصر ، برا خودت محدوده تعیین کن، لازم نیست همه چیزو خیلی شفاف بنویسی ...
پاسخ خودم : شکل یکی از دوستام بود نوع نوشتارت
مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox