تبلیغات
بگید بباره باروون - من که هنوز نفهمیدم!
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

من که هنوز نفهمیدم!

نوشته شده توسط :خودم
پنجشنبه 26 خرداد 1390-12:39 ق.ظ

امشب رفته بودم مسنجر که امار بگیرم فردا کتابخونه بازه یا نه!یکی استاتوس گذاشته خسوفه نماز ایات فراموش نشه!
با یکی از بچه ها داشتیم سر کتابخونه حرف میزدیم که حرف کشیده شد به نماز ایات
بعد دیدم جدی طرف میخواد نماز ایات بخونه،جالب بود برام،سعی میکنم ادم معتقدی باشم ولی عموما این مواقع زود یادم میره بعدم میبینم قضا شده میذارم تو لیست نماز قضاهام تا بلکم یه روزی بخونم!
بعد تصمیم گرفتم منم قبل قضا شدنش بخونم،البت رفتم ماه را دیدم،چقدر جالب بود،خیلی خسوف توپی بود
بعد وایسادم نماز،تو کل مدتی که داشتم نماز میخوندم یه سوال توی ذهنم بود!برا چی باید نماز ایات بخونیم؟
نماز معمولی را میگیم به قول خود خدا تنهی عن الفحشا و المنکر ولی نماز ایت دیگه چه صیغه ایه
2 تا جواب توی خود نماز رسید به ذهنم،یکی اینکه به جزئی ترین مسائل هم دقت کنیم،اونی که بدونه اگه همچین اتفاقی بیفته باید نماز بخونه،نه به خاطر اتفاقه به خاطر نمازشم که هست حواسش به اینجور چیزا هست!شاید همین یه جایی به درد بخوره،این جزئی نگری،یکی دیگه هم اینکه یادمون بیفته به خدا
خدا خیلی اصرار داره تو متن زندگی تک تک ما باشه همون طور که ادم ها اصرار دارند خطش بزنند
خدا بیاد توی متن زندگی خیلی از کارها را نمیتونن بکنن!
من که این مدلی ام!
من هنوز نفهمیدم زندگی یعنی چی؟
بعضیا فلسفی میبینن میگن یعنی رسیدن به مقصود و خدا واینا...
یکی عادی میبینه میگه یعنی زندگی کردن،نفس کشیدن،اصلا زندگی اینقدر براش زمینه ای هست که تعریفی براش پیدا نمیکنه
یکی هم میگه زندگی یعنی خوش گذروندن

یکی خسوف را علمی میبینه باهاش حال میکنه،اون یکی معجزه خدا،اصلا نمیدونه سایه چی رو چی افتاده!فقط میبینه میگه الله اکبر!بعدم وضو میگیره نماز میخونه!یکی دیگه هم میگه به ما چه چی گرفته چی نه!زندگی را عشق است و به خوش گذرونیش میپردازه
اگه قرار بود فقط یکی از این 3 گروه را انتخاب کنم گروه اول را انتخاب میکردم،چون اگه ادم خدا را از طریق علم بشناسه خیلی خفن تره شناختش از طریق نماز و روزه است
ولی هیچی جای این را نمیگیره که ادم خدا را توی متن زندگیش حس کنه
میخوای بری به یکی یه چیزی را بگی یکی صدات میزنه و اینقدر حرف میزنه تا طرف بره،تو هم کلی بد و بیراه تو دلت بهش میگی و به خودت فحش میدی که چرا به طرف نگفتی بعدا ،تا به کار خودت برسی ولی دو هفته بعد میفهمی چه فاجعه او بود اگه گفته بودی
برا من که خیلی از این اتفاقا افتاده،خیلی
ولی بعضیاش خیلی زمان میبره
خدایا صبر بده برای امتحانای زمان برت





نظرات() 


Why does it hurt right above my heel?
سه شنبه 28 شهریور 1396 02:40 ق.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd definitely donate to
this superb blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my Google account.
I look forward to fresh updates and will share this website with my Facebook group.
Talk soon!
How can you get taller in a week?
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:55 ق.ظ
Howdy would you mind stating which blog platform you're
using? I'm going to start my own blog soon but I'm having a hard time selecting between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your design and style seems different
then most blogs and I'm looking for something
unique. P.S Sorry for getting off-topic but I had to ask!
http://jenaefryman.weebly.com/
پنجشنبه 19 مرداد 1396 12:55 ق.ظ
Right now it seems like Expression Engine is
the top blogging platform out there right now.
(from what I've read) Is that what you are using on your blog?
What do eccentric heel drops do?
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:43 ب.ظ
Hurrah! At last I got a blog from where I be able to in fact take valuable facts concerning my study and knowledge.
مرضیه
پنجشنبه 23 تیر 1390 12:16 ق.ظ
این زیریه من بودم ا راستی سلام خسته نباشی با امتحانا چه میکنی؟
پاسخ خودم : کلید اسرار سری مرضیه
سلام چطوری
خوبی؟
پنجشنبه 23 تیر 1390 12:14 ق.ظ
شب ماه گرفتگی دوستم اومد سراغم که میای بریم نماز آیات بخونیم گفتم تو برو بخون من بعد می خونم گفتم ولی اصلا قصد خوندن نداشتم هیچ وقت نخونده بودم دلیلی برای خوندنش نداشتم چند دقیقه وقتی تو کریدور بودم یکی دوتا از بچه ها رو دیدم که دارن ماه گرفتگی رو نگاه میکنن منم یه نگاه سرسری انداختم و خواستم برم پی کارم ولی بعد با خودم گفتم کارامو بعدا میتونم انجام بدم اما یه همچین منظره ای رو شاید دیگه نتونم ببینم وایسادم تا آخرش وایسادم و دیدم که چطور این کره ی به این زیبایی تبدیل شد به یه توپ قهوه ای زشت و کدر حیرت کرده بودم تو مدرسه خونده بودم میدونستم ماه نورشو از خورشید میگیره و خسوف وقتیه که زمین بین ماه وخورشید قرار میگیره اما هیچ وقت درکش نکرده بودم هیچ وقت برام اینقدر ملموس نبود اونقدر تعجب کرده بودم که با خودم گفتم آیا خدایی که توانایی چنین کاری رو داره شایسته پرستش نیست؟! دلم خواست یه جوری پرستشم به خدا رو نشون بدم تو اون لحظه بهترین کار همونی بود که خودش خواسته بود رفتم سراغ دوستم وازش پرسیدم چطور نماز آیات میخونن؟!
معین
جمعه 3 تیر 1390 01:51 ق.ظ
اونكهمیگه هدف رسیدن به خداست منظورم بود...
پاسخ خودم : خب شاید
معین
پنجشنبه 2 تیر 1390 03:20 ب.ظ
سلام

اونی كه نوشتید از دید عرفانیه فكر كنم
پاسخ خودم : سلام
کدووم؟همون که فقط الله اکبر را میگه؟!
عرفان این مدلی نیست!هست؟
یه ذره بهتره!
123
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:33 ب.ظ
سلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللام
خوبید؟
خداراشکر دوباره برگشتید
خوشحالم
موفق باشید
یاعلی
پاسخ خودم : سلاااااااام
مرسی
شما خوبید؟
ممنون
محسن
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:45 ق.ظ
سلام :) اول اینکه خییییییییییییلی خوب شد که تصمیم به ابقای وبلاگ گرفتین.
بعدم راستش این موضوع هایی که گفته شد کاملا به زمینه ذهنی افراد بستگی داره شما که خودتون بهتر میدونین. این که تو چه خونواده ای تو چه اجتماعی و با چه تفکراتی یه آدم رشد کنه روی تصمیمات و نظریاتش تاثیر میزاره خوب !
من خودم متاسفانه گروه سومیم که نوشتین.
میگم شما دست به دعاتون خوبه تو رو خدا دعا کنید سرافکنده از این امتحانا نیایم بیرون.
پاسخ خودم : سلام
مرسی
این که درست ولی خب اینا تاثیرشون باید نسبتا کم باشه!
حتما
ایشالا این ترم همه سربلند باشیم که به بدبختیا ترم پیش نخوریم!
چهارشنبه 1 تیر 1390 09:20 ق.ظ

.
.
.
.
.

.
.
.
.

.
.
.
.
پاسخ خودم : درست میشه
چهارشنبه 1 تیر 1390 09:19 ق.ظ
چقدر اینجا خلوت و دلگیر شده!!!
پاسخ خودم : تازه تا 25 همین وضعه:P
فرشته
سه شنبه 31 خرداد 1390 12:28 ق.ظ
سلام
چطوری؟؟؟ خوبی؟؟؟
تو که نرفته برگشتی!!!هی من بهت گفتم نرو گوش نکردی!!! دیدی به حرف من رسیدی؟؟؟
خیلی وقت بود سر نزده بودم کلا اگه منم سر نزنم که شما هم به ما سر نمیزنی!!؟؟
من یادم رفت ماه گرفتگی راببینم
دیگه چه خبر؟؟؟
هیچی درس نخواندم!!!
پاسخ خودم : سلام
مرسی
نت ندارم خونه
طوری نیست بزرگ میشی یادت میره
سلامتی
طوری نیست ،میخونی
دوشنبه 30 خرداد 1390 11:24 ق.ظ
سلام
چرا آپ نمی کنی؟
تو امتحاناته؟
تا کی امتحان داری؟
پاسخ خودم : سلام
اره
تا 25 تیر
شنبه 28 خرداد 1390 09:18 ب.ظ
فریبا من یه جا خوندم هرمزقعی که اکثریت ادما بترسن!نماز ایات واجب میشه مثلا طوفان و رعدوبرقو..
شاید ماها الان نمیترسیم چون علت اینارو میدونیم ولی خوب قبلا که نمیدونستن خوب میترسیدن دیگه!
ولی خوب این علته خیلی تو کت خودم نرفت اخه اگه اسلام واسه همه اعصار تاریخه باید فکرشو میکرد که ماها نمیترسیم!!!
پاسخ خودم : برای خسوف و کسوف شرط ترس نیست
فکرش را کرده که اتفاق می افته و میتونه ما را به یاد خدا بندازه
در جواب نظر خصوصی
شنبه 28 خرداد 1390 06:20 ب.ظ
من خونه نت ندارم،توی دانشگاهم همین که نظرات پست های دکتر 88 را چک کنمفیه پست اطلاع رسانی بذارم،یه سر به میلم بزنم ،یه سر به اینجا بزنم خودش میشه 1 ساعت!!!!
واقعا نمیرسم،ایشالا هر موقع اینترنت پرسرعت گرفتم چشم
چند بار هم معذرت خواهی کردم از همه دوستان،بازم معذرت میخوام
کاوه
جمعه 27 خرداد 1390 11:44 ب.ظ
سلام
منم هنوز نفهمیدم!
پاسخ خودم : :D
یه آشنا
جمعه 27 خرداد 1390 11:42 ب.ظ
البته من منظورم از وب تو جمله 4 تا به آخر همون اینترنت بود به صورت عام!! همین.
پاسخ خودم : متوجه شدم:D
یه آشنا
جمعه 27 خرداد 1390 03:11 ب.ظ
با سلام و عرض ادب
خوب منم باید میومدم و یه چیزی مینوشتم دیگه. آخه قول داده بودم!(هر چند که اگه نداده بودم هم میومدم!)
خوب چندتا جمله مینویسم نظرتونو بگید:
1-آدمی ساخته ی افکار خویش است، فردا همان خواهد شد که امروز به آن می اندیشد.
2-زنده بودن را به «بیداری» بگذرانیم،چرا که سالها به اجبار خواهیم خفت!!
3-برای آنان که مفهوم پرواز را نمی فهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی!
4-اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم،فروشنده خواهیم بود!
5- (در نهایت هر چند که گذشت به مناسبت روز پدر):
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنیمت بشمار، شاید فردا احساس باشد ولی عزیزی نباشد!

خوب این از جمله ها.و اما من به نظرم اگه وبتون رو نبندید بهتره.چون بالاخره ممکنه که به خاطر مسایلی که برای هممون پیش میاد مثل بی انگیزگی و یا کم صبری و آزردگی موقت و یا... برای مدتی حال و حوصله نوشتن و ادامه ی کار نباشه ولی به نظر من این حالت گذراست و قطعا افکار و مطالبی به ذهنتون خواهد رسید که شایسته ی آمدن روی کاغذ(وب!) را داشته باشند!
من که به داستان نویسی تون عادت کرده بودم.تازه پیشنهاد هم براتون دارم که فعلا نمیگم! نمیگم تا بنویسید! ما که همیشه تو این وب خراب شده هستیم! نوشتن از شما.نظر و البته انتقاد هم با ما(ما کلا تو کار انتقادیم اونم از نوع سازنده!)
انگار دوباره چونه گرمی کردم.ببخشید!
پیروز باشید.
پاسخ خودم : سلام
1.تا حدی اره ولی از یه حدی به بعد دست ما نیست
2.اینا خیلی موافقم
3.قبول دارم،یه بار استاتوس گذاشته بودم یکی گفت منظورت منم=))
4.از اونجایی که همیشه دوست دارم عاقل تر همه بشماحتمالا عقل همه را یه جا میخرم!
به داستانم میرسه،ایشالا بعد امتحانا
سجاد
پنجشنبه 26 خرداد 1390 08:57 ب.ظ
کوروش بیدار شو که ملتت در خواب عمیقی هستند.
پاسخ خودم : دلت خوشه ها:D
کو کوروش؟؟؟
خداشم فراموش کردن تو تو کف کوروشی؟!
س.
پنجشنبه 26 خرداد 1390 05:43 ب.ظ

یه روز میاد که به جز یه نقشه ، چیزی از ایرانه باقی نمونه

کسانی که رفتن و جون دادند ، به خدا واسه ی بهشت نبوده

این قدر درگیر شدیم که غیرت دیگه واسمون معنا نداره

کوروش بیدار شو وقت خواب نیست شدیم طفلی که مادر نداره

هر کی میاد به اسم یه مادر یه چیزی ازمون بر می داره

یه روز میاد که یه ایرانی دیگه هیچی از خودش نداره

دلت گرفته کوروش می دونم تابع احساسی / مردم اشک ریختند سر قبر ناصر حجازی

ولی چه فایده اسطوره ها در اغوش میرن و بعد مدتی از یاد ها فراموش میشن

بغضی تو گلومه ، مثل یه دیواره تو تنم / چرا تندیستو دادن دست بیگانه تو لندن

چرا یادت کوروش از همه حیث دود شده ، نوشتن عقده های فقط تو فیس بوک شده

کوروش مرد و مردانگی از تو افکار رفته ، سلاج کشتار جمعی شده اخبار هفته

جوونا جیباشون خالیه و از دم بی کارند / اونا فکر خالی کردن و بار زدن سیگارند

کوروش جوونا از بی پولیشون جنون می گیرن

یه عده ریس سفید نشستند جومونگ می بینند

ما هم هر روز از دیروزمون مرده تر هستیم / که یه ملت سیاه پوش مرده پرستیم

کوروش هواپیما ها به عشق ملت می پرند / و مسافرا رو به بهشت و جنت می برند

بعد این حادثه مردم رخت سیاه می پوشند و شراب مرگ رو با یه بخت سیاه می نوشن

کوروش جای این که به امید آینده بشینی ، ایرانی حاضره بمیره ایرانو پاینده ببینی !
س.
پنجشنبه 26 خرداد 1390 05:43 ب.ظ
کجایی که ببینی دلا خونن ، همه درگیر یه لقمه نونن...

یه روز میاد که به جز یه نقشه چیزی از ایران باقی نمونه ....

کوروش پاشو ببین کشور تو راه مهیبیه / پاشو بنگر که ملت توی خواب عمیقیه

ببین به دنیا داریم میگیم که ما برتریم / در حالی که ما ها همه یه مشت گدا پروریم

ببین یه جوون از ته دلش بت داره میگه / اینجا لواط و زنا جزئی از کردار نیکه

کوروش ناموس فروشی رو دور قیمته / کوروش ملت گفتار نیکش فحش و غیبته

کوروش تو رو تحقیر و ویران کردن / اسمت خط خورده از تقویم ایران رسما

راستی مقبرت با سیل و بلاها رفته / عکست فقط سر در قلیون سراها نصبه

کوروش آرامش خیلی وقته زندانی شده / نماد فروهر نماد شیطانی شده

کوروش داره بر می گرده عقب زمونه / کوروش راستی می دونستی خدا عرب زبونه ؟

یعنی جهنم جای ماست که فارسی خوندیم / دنیا پیشرفت کرد ، ما دوره ی داسی موندیم

کوروش خلیجتو ، خلیج عرب نامیدند / ولی باز هم عربو تو وطن راه امیدن
همون عربهایی که هستن تشنه به خونمون / همونا که دخترا را کردن زنده به گورشون

هستن همسایه ی ایران ما روی کاغذ / ولی دستاشون با دست بیگانه ها تو یه کاسه است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox