تبلیغات
بگید بباره باروون - سلااااااااااااااااااااااااااااام
 
حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست...سر عقل آمده هر بنده که دیوانه ی توست

سلااااااااااااااااااااااااااااام

نوشته شده توسط :خودم
چهارشنبه 25 اسفند 1389-11:41 ب.ظ

سلااااااااااااااااااااااام
سلامی به قشنگی برفای دونه درشتی که توی مشهد روی سرم ریخت
تا حالا این مدلی مشهد نرفته بودم
شبیه عالم و ادم را اونجا دیدم
حتی شبیه معلم های دوران دبیرستان
هر کی را شبیهش را میدیدم یا بهم اس ام اس داده بود یا تک زد یا اینجا نظر گذاشته بود براش دعا کردم
تصور کنید به امام رضا میگفتم،+_+،دو تا پائینی،مهربان و... را دعاهاشون را مستجاب کندوستام تو کف این بودن که اینا کی هستن!!!!
مسافرت خیلی خیلی جالبی بود
بار معنویش برام نسبتا کم بود
با دل پر رفتم ، چیزی نگفتم به جز دو جمله ،فقط دو جمله ولی حتی قبل گفتن اون دو جمله هم سبک بودم
جالب بود
یکی از بچه ها گفت هر کی هر جور میدونه با امام رضا عهد ببنده،امتحانش می ارزه
منم سه تا عهد بستم
یکیش را زیر باروون بستم
باورتون میشه همون شب شکستمش؟؟؟؟؟

دو تاش را میخوام نشکنم ،تا ببینیم چی میشه
بچه ها،من براتون دعا کردم،برام دعا کنید خواهشا
از خدا بخواید همه مون انسان باشیم،همون انسانهایی که وقتی خدا میبیندشون میگه تبارک الله احسن الخالقین
راستی یه نکته جالب دیگه
عشق در نظر من یعنی سوختن،اگه نرسی در اتش فراق و اگه برسی در اتش محبت
عشق سوختن را داره
حتی اگه معشوقت در برت باشه ،اگه عاشق واقعی باشی از هیجان گر میکشی ،اون عشقی که اتیش سوختنش با رسیدن ته میکشه،بیشتر خودخواهیه،یعنی دوست داشتن کسی ولی به این معنا که بخوای مال تو باشه،نه برای خودش
موافقید؟

یه نکته دیگه ام که بهش رسیده بودم و بازم رسیدم
تا وقتی یکی تو مشتته نمیدونی چقدر دوستش داری،اون موقع میفهمی که داره میره
تا وقتی کنارته اون قسمتی از دلت که بهش دادی هست ولی وقتی میره اون قسمت را میکنه و با خودش میبره،تازه میفهمی ،کی بود و چی بود
موافقید؟
اینا را نوشتم تا ادامه مبحث عشق و چند تا شاخه دیگه اش مورد بحث باشه و ادامه پیدا کنه


كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

علاوه بر بحث در مورد عشق یه خواهشی دارم
در استانه ی سال جدیدیم،میخوام نظرتون را در موردم بگید،اشتباهاتی که فکر میکنید بیانش میتونه کمکم کنه بهتر شم،
خواهشا انتقاد سازنده کنید نه مخرب ،یه جوری بگید که ببردم توی فکر نه اینکه جبهه بگیرم و جواب بدم
با تشکر




نظرات() 


What causes burning pain in Achilles tendon?
یکشنبه 26 شهریور 1396 09:27 ب.ظ
Appreciating the time and effort you put into your blog and in depth information you
present. It's great to come across a blog every
once in a while that isn't the same outdated rehashed material.
Excellent read! I've saved your site and I'm adding your RSS
feeds to my Google account.
How do you treat a sore Achilles tendon?
چهارشنبه 15 شهریور 1396 06:02 ق.ظ
For the reason that the admin of this site is working, no doubt very shortly it will be renowned,
due to its quality contents.
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 11:54 ق.ظ
Just wish to say your article is as amazing. The clarity for your post is
just nice and that i can suppose you're an expert on this subject.
Well together with your permission allow me to clutch your RSS feed to stay up to date with drawing
close post. Thanks a million and please continue
the enjoyable work.
مهربان
دوشنبه 1 فروردین 1390 02:15 ب.ظ
قبلنا صبور هم بودم الان فقط مهربانم
سال خوبی داشته باشین...
پاسخ خودم : ممنون
به همچنین
مرضیه
یکشنبه 29 اسفند 1389 12:02 ق.ظ
علیك سلام رسیدن بخیر زیارت قبول
اولی اون عشقی كه آتیشش با رسیدن ته بكشه عشق نیست هوسه
دومی من اصولا وقتی چیزی رو دوست دارم وقتی هم كه دارمش قدرشو میدونم اما وقتی از دستش میدم احساس می كنم یه جای قلبم خالی شده یه خالی بزرگ و ناراحت كننده
پاسخ خودم : سلام علیکم و رحمه الله
چه عجب مرضی خانم گل گلاب
قبول حق
موافقم
یه دلسوز
جمعه 27 اسفند 1389 08:12 ب.ظ
البته ببخشید من بی اجازه! پریدم وسط بحث شما و مهربان
وبلاگ خوبی دارین موفق باشین
پاسخ خودم : شما لطف دارین
شما هم موفق باشید
فکر میکردم صبور و مهربان و دلسوز یکی هستن!!!!شما مگه چند تائین!!!!به به
یه دلسوز
جمعه 27 اسفند 1389 08:10 ب.ظ
مطمئن نه ولی گفتم از حرفات اینطوری برداشت میشه!
هر چند به نظر من عشق به جنس مخالف هم مقدسه چون مقدمه عشق حقیقیه...
اگه تجربه کرده باشی معنی حرفم رو با تموم وجود حس میکنی...
پاسخ خودم : ممنون از نظرت
maedeh
جمعه 27 اسفند 1389 07:58 ب.ظ
salam che tori?
khofi?
hey ma darim mirim mosaferat.............
nazar mortabet nadaram
naghd nadaram
aslesh ine ke halesham nadaram
faghat duset darim
sale no mobarak jigul
پاسخ خودم : سلام
خوبم
تو خوبی
سال نو تو هم مبارک فندق:P
خوش بگذره
فائزه
جمعه 27 اسفند 1389 01:47 ب.ظ
زیارت فبول مششدی فریبا!
پاسخ خودم : قبول حق
چطوری تو؟
قول دادی اومدی اصفهان خبر کنی با هم بریم بیرونا
یادت نره ها
دوتا پایینی
جمعه 27 اسفند 1389 01:58 ق.ظ
هرچی خواستم عادت وبگردیا ترک کنم نشد!
پاسخ خودم : بهتر:D
مهربان
پنجشنبه 26 اسفند 1389 11:05 ب.ظ
راستی زیارتت قبول
سال جدیدم پیشاپیش مبارک
پاسخ خودم : ممنون
ایشالا دعاهام مستجاب شه در حق همه
سال نو شما هم پیشاپیش مبارک
مهربان
پنجشنبه 26 اسفند 1389 11:03 ب.ظ
پست جالب و پرباری بود
با نظرات موافقم ولی تا عشق و یا فراق رو تجربه نکنی حرفات بوی شعار یا تقلید رو میده!!
چون اگه اتیشه رو تجربه کرده بودی چه از نوع فراق چه از نوع محبت تو زندگیت،روابطت،پستات و... موج میزد
نظرم کاملا شخصیه (نظر بقیه دوستان محترم)
بازم ممنون از پست خوبت
پاسخ خودم : مطمئنی عشق یا فراق را تجربه نکردم؟؟؟؟
عشقی که مطرح نشه خیلی افسانه ای میشه!!!!بعد مثل تقلید یا شعار میشه
(البته عشق در نظر من صرفا در یه جنس مخالف خلاصه نمیشه)
ممنون
راستی انتقاد نکردی ازم
payini
پنجشنبه 26 اسفند 1389 10:15 ب.ظ
marsa's blog
پاسخ خودم : حالا شد
ممنون
copy from mersa's blog
پنجشنبه 26 اسفند 1389 10:15 ب.ظ
تو را بانو نامیده ام

بسیارند از تو بلندتر،بلندتر،

بسیارند از تو زلال تر زلال تر،

بسیارند از تو زیباتر ، زیباتر.


اما بانو تویی.


از خیابان که میگذری

نگاه کسی را به دنبال نمی کشانی

کسی تاج بلورینت را نمی بیند،

کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت نگاهی نمی افکند

و زمانی که پدیدار می شوی

تمامی رودخانه ها به نغمه در می آیند

در تن من

زنگ ها آسمان را می لرزانند

و سرودی جهان را پر می کند

تنها تو و من

تنها تو و من،عشق من،

به آن گوش می سپریم.

پاپلو نرودا...


پاسخ خودم : marsa
na mersa
فریبا
پنجشنبه 26 اسفند 1389 09:43 ب.ظ
نمی دانم چه می خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس
كه بال مرغ آوازم شكسته است
نمیدانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
درون سینه ام دردی است خونبار
كه همچون گریه می گیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمی دانم چه می خواهم بگویم
پنجشنبه 26 اسفند 1389 09:32 ب.ظ
سلام عزیزم
زیارتت قبول،قبل سال جدید حسابی خودتو سرشار از انرژی معنوی کردی،تو یکی از نظرا یکی گفته بود دوست داره یه جای معمولی تو یه وقت معمولی توبه کنه،اره هر وقت و هر جایی میتونی به سوی خدا برگردی خدا خودش به پیامبرش گفته" وقتی بندگانم از تو درباره من میپرسند به انها بگو به ایشان نزدیکم پس مرا بخوانند اجابتشان خواهم کرد"ولی واقعا یه مکان یا زمان خاص به خاطر قداست خاصی که داره احساسات درون ادم رو انقدر تشدید میکنه که واقعا روح انسان میخواد از کالبدش جدا بشه یه بار این تجربه رو داشتم و حاضرم هر چی دارم بدم تا یه بار دیگه حسش کنم
فریبا جون واقعا قدر خودتو بدون که خدا این توفیق رو بت داد ان شا ا... دعات در حق همه مستجاب بشه و خدا اون چیزی که خیر و صلاحمونه بهمون عطا کنه من که غیر از خدا هیچی دیگه از خدا نمیخوام چون میدونم هر چی غیر خودش بخوام سرم کلاه رفته،چون با اون همه چی دارم و بدون اون هیچی
هزار دشمنم ار میکند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
مرا امید وصال تو زنده می دارد
وگرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک
نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت
زمان زمان چو گل از غم گریبان کنم چاک
من همونم که اون شب بهت پیام دادم خیلی منتظر شدم یه چیزی بگی که اروم بشم ولی همین جوری که گوشیم تو دستم بود و گریه میردم خوابم برد...
صبح که بیدار شدم انگار دیشب یکی تو گوشم گفته بود جز خدا منتظر هیچ کس نباش...
پاسخ خودم : سلام عزیز دلم
اون شب برات پیام دادم
نمیرسید
تو جاده بودم
ببخش
پنجشنبه 26 اسفند 1389 02:13 ب.ظ
راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

هر گونه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

چون راه گنج بر همه کس اشکاره نیست
پاسخ خودم : ممنون از شعر
دوتا پایینی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 02:04 ق.ظ
حالا من یه چیز گفتم حال ندارم اما نه اینطور !!! زدی ترکوندیم!!!:))))
هر دفعه یه نظر میدم!!!!!بالاخره باید یهطوری وبگردی کنم!!!:)
مطمئنم از اون کسا نبودم!!
پاسخ خودم : :D

اکی
پس اومدی وب گردی به وب منم به سر
تو مطمئن بودی،ولی من حسی اعتماد میکردم
بهت نمی اومد از اون ادم بدا باشی که اذیتم کردن:P
بازم انتقاد داشتی بگو
ممنون
دوتا پایینی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:54 ق.ظ
پس باید هرچه زودتر خودمو به امام رضا معرفی کنم یهو یکی جام نره تو صف!!!!
پاسخ خودم : اره حتما:D
دوتا پایینی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:48 ق.ظ

حمله بندیا حال کردی!!!ببین چقدر بیحالم که حال نداشتم برگردم عقب و یه "م" به دعا اضافه کنم!!!:))))))))))))))))
پاسخ خودم : چقدر از دوستام خبر داری تو این یکسال؟
چقدر از رفتارهایی که دیدم خبر داری؟؟
شرط میبندم خیلی کم،وگرنه نمیگفتی چرا مینالی!!!
ممنون از انتقادت
به جا بود
حق با توئه ، بعضی چیزا درسته بیانش ادم را سبک تر میکنه ولی اگه تو دل بمونه بهتره
انتقاداتت جالب بود خداییش
واقعا ممنون
روش فکر میکنم
تصمیم دارم خیلی به دل نگیرم و شکایتم نکنم از بنده ها خدا
تصممی دارم این جمله را مد نظر داشته باشم:
از انسانها غمی به دل نیگر زیرا خود نیز غمگین اند
با انکه تنهایند ولی از خود میگریزند
زیرا به خود و به عشق به خود شک دارند،پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند
راستی حالا که داری میری
نمیدونم کی بودی
ولی هر کی بودی تقریبا اولین کسی بودی که باهاش درد دل میکردم تو مخاطبای ناشناسم
مثل همون وقتایی که نظر میذاشتم و پاک میکردم
جالب بود که میدونستم ،ممنکنه یکی از کسایی باشی که دلم ازشون پره ولی بازم حرف میزدم
جالب بود ناشناس بودی و تهشم نشناختمت و بهت اعتماد میکردم=))
همیشه موفق باشی تو زندگیت
یه چی دیگه
اخلاق هیچ کس هیچ وقت به این راحتی دست کسی نمیاد
من از حقم بیشتر قبل میگذرم،قبلنا نمیگذشتم ابدا ولی الان راحت تر میگذرم ازش ،بنابر این یکی از خوبی هام داره به بدی مبدل میشه:D
دوتا پایینی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:35 ق.ظ
نگفتی چطوری؟؟؟؟از چه لحاظ!!!؟؟؟:))
پاسخ خودم : بستگی به این داره که چقدر من را میشناسی خب!!!
اگه اخلاقم دستته ،اخلاقم را بگو
اگه رفتارم را تو دانشگاه دیدی و در نظرت انتقاد بر انگیز بوده بگو
نوع حرف زدنم،اعتقاداتم،رفتارم
هر چی دوست داری و به ذهنت میرسه

جمله ات را درست نوشتی؟؟؟نوشتی دعا کردیم!!
اگه دعام کردی دستت درد نکنه ایشالا در حق خودتم مستجاب شه
اگه هم سوالی بود که دعات کردم یا نه
من دعات کردم واقعا
اسمت را بردم
دقیق گفتم دوتا پائینی التماس دعا گفته
توی نماز حاجتی هم که به نیت دوستام و مخاطبهای وبم خوندم اسمت را بردم تا اونجا که یادمه
دوتا پایینی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:25 ق.ظ
انتقاد چطوری بکنم خوبه؟؟؟:))
من انتقاد بلد نیستم میدونم هرچی بگم به هرکی باشه بهش بر میخوره!!!
پاسخ خودم : پس بگو ولی خصوصی بذار
ولی بگو
دوتا پایینی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:59 ق.ظ
زیارت قبول!!!!
پاسخ خودم : وبم بد بود؟
راستی انتقاد یادت نره
دوتا پایینی
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:59 ق.ظ
زیارت قبول!!!!
پاسخ خودم : ممنون
چرا میخوای بری؟
TOoba
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:43 ق.ظ
man mikhastam nazaramo yani enteghadamo begam omidvaram narahat nashi fariba jan bebakhshid daram jolo baghiye migam dorost in bud ke be khodet migoftam bebin fariba to ye eybe khayli bozorg dari una ine ke khayli




meeeeeeeeeeeeeeeeehrabuni va hichiyam tu delet nemimune
to kheyli migzari az hame

man duuuuuuuset daram chun kheyli kheyli bi ghaloghashi
پاسخ خودم : منم دوست دارم چون تنها کسی هستی که در کنارش انرژی در وجودم دچار خفه قان نمیشه
بازم انتقاد کن:P
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:32 ق.ظ
toooooooooooobam
پاسخ خودم : غیر تو هم کسی میتونه باشه:P
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:31 ق.ظ
aqa kheyli badiiiiii
man ke enghad tarif mikonam azat pishe friba namard
پاسخ خودم : عزیزمی:*
سجاد
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:28 ق.ظ
فکر کردی الکیه؟
من زود تر نظر دادم.
پاسخ خودم : ایول داش سجاد
سلام برسون
اقا دلم براتون تنگ شده
خب من دیشب نبودم
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:24 ق.ظ
to yeho az koja peydat shod mikhastam man avalin basham]
sajaaad bade bitab
پاسخ خودم : پسر دایی خودمه دیگه
به دختر عمه اش رفته:P
هر چند من همیشه دقیقه 90 ام:(
پنجشنبه 26 اسفند 1389 12:22 ق.ظ
ziyaratet ghabullllllll ajijaaaaam
hahaha AVAL
man az hame zudtar nazar dadam barat
pas aval az hame ham bayad doat baram mostajab beshe
rahe bargashtiyam niiiist
haaaaaaaa
پاسخ خودم : اسمت کو؟
ممنون
سجاد اول بود:P
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox